حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٦١٤ - موضوع شرح حال سيد محمدرضا گلپايگانى
نهايت كوشش را مبذول نمود و رساله علميه او را ميان مردم پراكنده و راه و رسم مرجعيت گلپايگانى را رهبرى كرد.
اگر گلپايگانى در حوادث سياسى روحانيت خود را زودتر از ديگران كنار كشيد و به نزديكى با دستگاه دولت راغب گشت نه به خاطر فهم و درايت شخصى خود بود بلكه به جهت ارشاد و هدايت پدرزنش آقاى حاج شيخ مهدى بروجردى بود و اگر در بعضى موارد با اقدامات دولت مانند حقوق خانواده ابراز مخالفت مىكند صرفا براى عوام فريبى و خوش آمد مقدس مآبان بازاريست.[١] آقاى گلپايگانى تا سال قبل مدرسهاى مخصوص به خود نداشت فقط در بخش دو خانهاى اجاره كرده بود و عدهاى از طلاب را به اصطلاح با اسلوب خاص تربيتى خود و به سرپرستى فرزندش سيدمهدى پرورش مىداد و حدود شش ماه قبل توسط سيد محمد آل طه (واعظ) از توليت سابق آستانه تقاضا كرد كه حسينيه خود را در اختيار او بگذارد كه طلاب در آنجا به تحصيل اشتغال ورزند و توليت سابق نيز با اين تقاضا موافقت نمود و حسينيه را براى اين كار در اختيار گلپايگانى گذاشت و هم اكنون عدهاى از طلاب در آنجا مشغول تحصيل مىباشند.
وضع مالى گلپايگانى خوبست و البته درجه دوم از مراجع اين شهر قرار دارد زيرا آقاى شريعتمدارى از نظر مالى در درجه اول و گلپايگانى در درجه دوم و نجفى در درجه سوم قرار دارد.
نظريه منبع- نظرى ندارد.
نظريه رهبر عمليات-
نظريه امنيت داخلى- نظرى ندارم. روحانى.
در پرونده ٩٢٩٢ بايگانى شود.
[١] اين يك نمونه از گزارشها و تحليلهاى غلط عوامل ساواك در خصوص آيتاللّه گلپايگانى مىباشد. خوانندگان محترم كه بخشى از اسناد اين مجموعه اسنادى را در فواصل مختلف سالهاى ١٣٤١ تا پايان عمر ساواك و حكومت پهلوى( سال ١٣٥٧) مطالعه كردهاند، بوضوح دريافتهاند كه:« آقاى گلپايگانى هيچگاه حكومت دستنشانده پهلوى را به رسميت نشناخت و پرواضح است كه معظمله در شناخت تكليف و عمل بوظيفه مجتهد مسلم« مرجع تقليد» و ديگران از ايشان در مسايل شرعى و اجتماعى پيروى مىكردند» وانگهى، اگر مشى آقاى گلپايگانى آنگونه كه گزارشگر ساواك گفته بوده است، قرار گرفتن ايشان در رديف روحانيون مخالف از سوى رژيم و اعمال تضييقات، كنترل و مراقبتهاى دائم اطلاعاتى ساواك عليه معظمله براى چه هدفى بوده است؟!!