حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٤٦ - تذكاريه
كرده است. در هر حجره يك يا دو خانوار زندگى مىكند يعنى دو طلبه كه بلاتشبيه دكان پوستين دوز آنان را در آنجا جمعآورى كرده است.
چه بسا طلاب كه با استفاده از ذغال و كرسى در اثر عدم تجربه يا مسموم شدهاند و يا سوختهاند.
بايد شخص يك سوزن به خود بزند تا طعم زدن جوالدوز را به ديگران احساس كند و بالنتيجه از زدن خوددارى كند.
اگر آنان كه در زمستان از بخارى گرم و در تابستان از يخچال و پنكه و بالاخره از تختخواب و ميز تحرير و صندلى و چراغ روميزى استفاده مىكنند براى يك مرتبه هم شده است در يكى از اين حجرات چند ساعتى بسر ببرند آن وقت احساس مىكنند كه مخلص چه مىگويم.
البته با تحولات مملكتى اين تحول در تمام شئون مملكت بايد اجراء شود و محصلين و طلاب علوم دينى هم مانند تمام محصلين ديگر از كمترين امور لازمه زندگانى بايستى بهرهمند شوند يعنى براى هر حجره يك بخارى- يك يخچال ٥ فوت- يك پنكه- يك تختخواب- يك ميز و يك صندلى و يك چراغ مطالعه از لوازم است.
طلبه اگر بيمار شود پرستار و طبيب او كيست؟ و چه كسى براى او غذائى و دوائى مىخرد و به مصرف او مىرساند؟
متأسفانه سبك معمارى اين سلولها در بعضى مدارس اصفهان و در بعضى مدارس قم و مشهد و ... به صورت متحدالمآل اجرا شده است.
اكنون وقت اين رسيده است كه بايد يك عمل تقسيم هم انجام شود:
١- پيشوازادگانى كه از جهت فقدان وسائل در آن سلولها بسر بردهاند از جمله اين مخلص است
نمايش تصوير