حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٥٠ - موضوع آقايان جواد علمالهدى و شيخ عليمحمد نجات
شماره: ٢٩٦٨/ ه تاريخ: ٢٣/ ١٠/ ٤٦
گيرنده: مديريت كل اداره سوم ٣١٦
فرستنده: ساواك سمنان
موضوع: آقايان جواد علمالهدى[١] و شيخ عليمحمد نجات
١- در ماه مبارك رمضان گذشته كه اهالى سمنان به طور اعم روى معتقدات مذهبى اكثر اوقات خود را در مساجد يا مجالس روضهخوانى مىگذرانند معمولًا در اين ماه يا در ماههاى محرم و صفر تعداد وعاظ از گوشه و كنار كشور منجمله شهرستانهاى قم- مشهد و تهران به اين منطقه وارد و در مجالس روضهخوانى شركت مىنمايند از جمله آقاى حاج ميراحمدى كه دبير عربى دبيرستان نظام تهران و مردى است شاهدوست و وطنپرست و نحوه منبر او هم در ارشاد و هدايت مردم در راه مبانى دين پرهيز از خرافات است از تهران به سمنان آمد. منبر اين شخص براى آخوندهاى مخالف مثل آقاى شيخ عليمحمد نجات و شيخ محمدعلى عالمى كه باطنا جز مخالفين دولت مىباشند و داراى تعدادى مريد از طبقات مختلف كارگر- فرهنگى- اصناف هستند ناگوار و ناخوشايند بوده و در مقام مخالفت و مبارزه منفى با آقاى حاج ميراحمدى برآمدند.
نمايش تصوير
[١] حجتالاسلام سيد جواد علمالهدى در سال ١٣٠٨ شمسى در مشهد به دنيا آمد. وى پس از طى دوره مقدمات و ادبيات نزد اديب نيشابورى و محقق نوغانى، دروس سطح را نزد حاج ميرزا احمد مدرس يزدى فرا گرفت و سپس راهى قم شد و از محضر اساتيدى چون آيتاللّه بروجردى، آيتاللّه موسوى، آيتاللّه محقق داماد، آيتاللّه گلپايگانى بهره برد و مدت يازده سال نيز افتخار شاگردى حضرت امام را داشت. حجتالاسلام علمالهدى از جمله روحانيونى است كه همگام با آغاز نهضت اسلامى به جمع مبارزان مسلمان پيوست و بعد از شروع حركت حضرت امام عليه لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى به عنوان پيك مخصوص ايشان پيام امام را به علماى استان خراسان مىرساند. ايشان در خاطرات خود در اين باره مىگويد:« بعد از اين جريان[ لايحه مذكور] امام براى شروع نهضت خود، ابتدا نامههايى به خط مبارك خود خطاب به علماى شهرهاى ايران و نجف نوشتند ... همين طور تقسيم فرمودند تا نوبت به مشهد و استان خراسان رسيد به من امر فرمودند:« ده تا نامه ايست كه بايد شما ببريد.» قرار شد اواخر شب به منزل ايشان بروم و نامهها را از ايشان تحويل بگيرم. شب ساعت ده بود كه جهتدستبوسى خدمت ايشان مشرف شدم. شخصا تشريف آوردند دم در و نامهها را به من دادند و فرمودند:« بعد از اذان صبح برو، طورى كه كسى از رفتن تو آگاه نشود. وقتى وارد شهر مقدس مشهد شدى ابتدا به حرم على بن موسى الرضا( ع) مشرف شو. سلام مرا برسان و از قول من اين جمله را به آن حضرت بگو:« آقا! امر عظيمى را شروع كردهايم، اگر در مصلحت اسلام است شما عنايت كنيد و ما را تأييد نماييد و اگر مصلحت اسلام نمىباشد ما را از ادامه اين كار باز داريد.» بعد ايشان فرمودند:« مىروى به منازل بزرگان و اين نامهها را به آنها مىدهى.» ... نامهاى خطاب به آيتاللّه ميلانى، آيتاللّه حاج آقا حسن قمى، حاج ميرزا كفايى، آيتاللّه آقا شيخمجتبى قزوينى، آقاى سيد حسين تهامى، حاج آقا حسين تهامى، حجتالاسلام كفعمى، حاج آقا بزرگ شاهرودى، علامه سمنانى و آقاى نجات ... بود ...» حجتالاسلام علمالهدى از سال ١٣٤٩ شمسى به تهران آمد و در مسجد صاحبالزمان به اقامه جماعت و تفسير قرآن پرداخت.( ر. ك: خاطرات ١٥ خرداد، دفتر هشتم، دفتر ادبيات انقلاب اسلامى، صفحه ١٢١ به بعد.