حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٧٠ - رونوشت نامه شماره ٢٦٣٢٤ - ١١/ ١٢/ ٤٣ ساواك استان مركز
محركين اين جريان كه ضمنا گرداننده تظاهرات متعدد ديگرى نيز بودهاند و علنا مطالبى در مجالس اظهار نمىدارند به شرح زير مىباشند.
شيخ حسينعلى منتظرى اصفهانى- شيخ عبدالرحيم ربانى شيرازى[١]- شيخ صادق خلخالى- شيخ محمدعلى گيلانى قمى- شيخ حبيباله جعفرى- شيخ مهدى كروبى[٢]- شيخ احمد آذرى- على حجتى كرمانى[٣]- سيدهادى خسروشاهى- شيخ يحيى انصارى شيرازى[٤]- شيخ على اكبر هاشمى رفسنجانى.
در مرحله دوم عدهاى از طلاب نيز در اين كار دست دارند.
طبق اطلاع از محركين تاكنون شيخ يحيى انصارى شيرازى- شيخ صادق خلخالى- شيخ على اكبر هاشمى رفسنجانى- شيخ عبدالرحيم ربانى شيرازى دستگير شدهاند.
نمايش تصوير
[١] آيتاللّه عبدالرحيم ربانى شيرازى در سال ١٣٠١ در شيراز ديده به جهان گشود. از سال ١٣١٨ به تحصيلات علوم دينى مشغول شد. فعاليتهاى خود را از سال ١٣٢٠ شروع نمود و مبارزات سختى را با فرق صوفيه، بابيه و بهائيه شروع كرد و در اثر همين تبليغات ٨٠ نفر از بهائيان سروستان به اسلام گرويدند. در سال ١٣٢٧ در محضر آيتاللّه بروجردى به تلمذ مشغول بود، پس از فوت مرحوم آيتاللّه بروجردى مبارزات علنى خويش را آغاز و اولين فردى بود كه مرجعيت امام خمينى( ره) را مطرح ساخت. او در طول زندگى عملىاش توانست كتب زيادى را تأليف نمايد. از آن جمله ١٦ جلد تذييل وسايل الشيعه و ٤٠ جلد حواشى بحارالانوار را مىتوان نام برد. ايشان از سال ١٣٤٢ تا ١٣٥٧ بيش از ١٥ بار به زندان افتاد و شكنجههاى فراوان ديد و حدود ١٠ سال از عمر شريفش را در زندانهاى رژيم طاغوت به سر برد. وى تنها پيشنهاددهنده لغو حكومت نظامى بختيار به امام راحل بود. بعد از پيروزى انقلاب اسلامى نماينده امام در استان فارس و نماينده مجلس خبرگان شد و سپس به عضويت فقهاى شوراى نگهبان درآمد. در فروردين ١٣٦٠ به دست گروه ملحد فرقان ترور شد كه در بيمارستان بهبود يافت. سرانجام در ١٧ اسفند ١٣٦٠ در حالى كه براى شركت در جلسه شوراى نگهبان عازم تهران بود در بين راه اصفهان و قم در سانحهاى مشكوك به لقاءاللّه پيوست و در كنار حرم مطهر حضرت معصومه( س) به خاك سپرده شد. رحمهاللّه عليه.
[٢] حجتالاسلام مهدى كروبى در سال ١٣١٦ ش در خانوادهاى روحانى در شهر اليگودرز به دنيا آمد. تحصيلات حوزوى را تا مرحله خارج فقه و اصول در حوزه علميه قم ادامه داد و در رشته الهيات و فلسفه از دانشگاه تهران ليسانس گرفت. وى به عنوان يكى از شاگردان حضرت امام از سال ١٣٤١ در مبارزه شركت فعال داشت و بدين سبب اكثر اوقات تحت تعقيب ساواك بود و چند بار به زندان افتاد و مدتى در تبعيد بود. مشاغل و مناصب وى پس از پيروزى انقلاب اسلامى عبارتند از: سرپرستى كميته امداد امام، نماينده حضرت امام و سرپرست بنياد شهيد انقلاب اسلامى، نماينده حضرت امام و سرپرست حجاج ايرانى، رئيس مجلس شوراى اسلامى و نماينده سه دوره مجلس شوراى اسلامى، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، عضو شوراى مركز جامعه روحانيت مبارز تهران تا سال ١٣٦٧ و عضو مؤسس و دبير مجمع روحانيون مبارز تهران.
[٣] در سال ١٣١٦ ه ش در شهرستان كرمان متولد شد. پس از طى مراحل تحصيلى سطح و خارج در حوزههاى قم و نجف اشرف از سال ١٣٣٦ فعاليتهاى مطبوعاتى خود را در روزنامه« نداى وطن» و« مكتب اسلام» آغاز و در جريان مبارزه با لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى فعال و در شهر كاشان به نمايندگى امام خمينى فعاليت نمود. در پىريزى قيام ١٥ خرداد مشاركت جست. در سال ١٣٤٣ در جشن ميمنت آزادى امام، حضور چشمگير داشته و توسط ساواك دستگير شد. طى سالهاى ١٣٤٤ و ١٣٥٤ نيز دوبار بازداشت و مدت سه سال در ايلام در تبعيد به سر برد. وى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، مدتى در حزب جمهورى اسلامى فعاليت داشته، وى كتابها و مقالات متعددى را تأليف نموده است و در سال ١٣٧٩ در سفر به عتبات عاليات دارفانى را وداع گفت.
[٤] حجتالاسلام والمسلمين حاج شيخ يحيى انصارى متخلص به اشراق فرزند شيخ محمد فخر انصارى در ١٣٠٦ ش در سركوه داراب متولد شد. پس از طى دوره دبستان، مقدمات را نزد حاج شيخ عبدالكريم مدرس انصارى و شيخ ابوالحسن انصارى امام جماعت مسجد وكيل شيراز آموخت. در سال ١٣٢٥ ش به شيراز آمد و از درس سطوح مدرسين حوزه علميه شيراز به ويژه حاج سيدنورالدين حسينى فقه و اصول و تفسير را فراگرفت و به تدريس ادبيات عرب و منطق پرداخت. در سال ١٣٣١ ش به قم عزيمت كرد و دوره كفايه و مكاسب را در محضر آيات محمد باقر سلطانى طباطبايى و حسينعلى منتظرى خواند و شرح تجريد را نزد فكور يزدى آموخت. آنگاه در مجلس درس خارج اصول حضرت امام( ره) و آيتاللّه بروجردى شركت كرد. همچنين به درس حكمت و فلسفه علامه محمد حسين طباطبائى حاضر شد و جامع منقول و معقول گرديد. ايشان در خلال تحصيل دوره خارج فقه و اصول به تدريس شرح لمعه و شرح تجريد مشغول بود و در مواقع فراغت از تحصيل و تدريس به وعظ و خطابه مذهبى مىپرداخت.( ركنزاده آدميت، محمدحسين، دانشمندان و سخنسرايان فارس، ج ٤، ص ٩١١- ٩١٠، شريف رازى، گنجينه دانشمندان، ج ٥، ص ١٠٢- ١٠١).