حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٢٧ - موضوع تلگراف روحانيون به آنكارا
شماره: ٤٠٣٢/ ٣٢٦ تاريخ: ٢٨/ ٨/ ٤٣
موضوع: تلگراف روحانيون به آنكارا[١]
در ظرف ٤٨ ساعت گذشته چهار برگ تلگرافات ضميمه به ترتيب از طرف
١- آيتاله سيدكاظم شريعتمدارى به آنكارا- تركيه- آيتاله خمينى
٢- آيتاله شهابالدين حسينى مرعشى نجفى- آنكارا- آيتاله خمينى
٣- آيتاله موسوى گلپايگانى- وسيله سفارت ايران در آنكارا- آيتاله خمينى
٤- سيد محمد وحيدى وسيله سفارت ايران در آنكارا- آيتاله خمينى براى مخابره به اداره تلگراف تهران تسليم گرديده كه از مخابره آن جلوگيرى گرديده است.
اصل در پرونده شريعتمدارى بايگانى است
در پرونده سيد محمدرضا موسوى گلپايگانى بايگانى شود
نمايش تصوير
[١] تبعيد امام به تركيه
سخنرانى و اعلاميه حضرت امام و جملات كوبنده آن حضرت عليه رژيم پهلوى و آمريكا ضربهاى بود كه آنان را به رسوايى كشيده و كذب ادعاهاى رنگارنگ آمريكا در مورد دوستى با ايران و علاقه به پيشرفت و سعادت مردم آن را بر ملا كرد. در آن زمان كه استعمار آمريكا سيطره خود را بر بسيارى از كشورهاى منطقه تحكيم بخشيده و تمام مناطق تحت استعمار انگليس را به چنگ آورده بود، حمله امام، قدرت، غرور و تكبر او را خرد و لگدمال كرده و دست او را براى مردم كشورها بالاخص مردم ايران رو كرد. بديهى است كه اين ضربه سنگين براى آمريكا غيرقابل تحمل مىنمود، از اين روى چند روز پيش از سخنرانى امام فرستاده رژيم به اصطلاح هشدارهاى لازم را به معظمله در خصوص هرگونه موضعگيرى ايشان عليه آمريكا را داده بود. حتى در اظهارات خود گفته بود:« آمريكا به منظور كسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مىكند ... هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناكتر از حمله به شخص اول مملكت است! آيتاللّه خمينى اگر اين روزها بنا دارند نطقى ايراد كنند بايد خيلى مواظب باشند كه به دولت آمريكا برخوردى نداشته باشد كه خيلى خطرناك است و با عكسالعمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد ديگر هر چيز بگويند حتى حمله به شخص شاه چندان مهم نيست».-- همانگونه كه در سند شماره: ٣٩٣٨/ ٥- ١٩/ ١١/ ٤٣ و اسناد بعد از آن آمده است، آمريكا در تبعيد امام خمينى به تركيه دخالت مستقيم داشته است، با اين وصف رژيم وابسته شاه مىديد كه با بودن امام در كشور يا بايد لايحه كاپيتولاسيون ملغى شود يا اينكه مبارزه ايشان با لايحه روز به روز شدت خواهد گرفت و با توجه به نفوذ معنوى و علمى و شدت علاقه مردم و روحانيت به او به هيچ وجه نخواهد توانست در برابر آن مقاومت نمايد و اين بار ممكن است انقلابى عظيمتر از ١٥ خرداد ٤٢ به وجود آيد با اين تفاوت كه اگر چنين انقلابى راه بيفتد نه تنها موفق به سركوبى آن نخواهد شد بلكه آمريكا نيز بايد رخت از اين كشور بر بندد و آرزوى حفظ و گسترش منافع را به گور ببرد و در صورتى كه بخواهد كاپيتولاسيون را لغو كند، بار ديگر قدرت و نفوذ معنوى روحانيت با شدت هر چه تمامتر به رخ كشيده خواهد شد و ديگر نمىتواند آنها را از صحنه دخالت در سرنوشت كشور حذف نمايد مضافا اينكه لغو كاپيتولاسيون شكست سنگينى نه تنها براى رژيم شاه بلكه براى آمريكا در جهان تلقى مىشد و همانگونه كه گفتيم اين شكست براى آمريكا قابل تحمل نبود.
بر همين اساس پس از سخنرانى و اعلاميه حضرت امام سردمداران و اربابان رژيم شاه به مشورت نشسته و تصميم مىگيرند كه ايشان را به يك كشور خارجى مانند تركيه تبعيد نمايند تا علاوه بر دورى از مردم ايران به علت بسته بودن فضاى كشور تبعيدگاه از هرگونه فعاليت و حركتى باز بماند. با مطالعه و بررسى اسناد ساواك مربوط ترديدى نمىماند كه رژيم در فاصله بين چهارم آبان تا نهم آبان تصميم قطعى براى تبعيد حضرت امام را گرفته بود و فاصله بين نهم آبان تا روز تبعيد در سيزده آبان براى انجام مقدمات امر و استقرار نيروهاى نظامى و امنيتى و اقدامات پيشگيرانه صرف گرديده است. حوالى ساعت ٥ صبح روز ١٣ آبان مأموران امنيتى و انتظامى به خانه امام يورش برده و بعد از دستگيرى ايشان بلافاصله آن حضرت را به تهران اعزام مىدارند و همان روز با يك هواپيماى نظامى ايشان را به آنكارا مىبرند. نيروهاى آمريكايى و سازمان جاسوسى آن بلافاصله پس از تبعيد حضرت امام اقدام به كسب اطلاعات از بازتاب آن عمليات مىنمايند. قابل ذكر است كه سرلشگر فردوست رئيس دفتر ويژه اطلاعات تلگراف رمزى را به ساواك اصفهان مخابره مىنمايد و در آن مىنويسد:« دكتر اونى روز جمعه جارى[ يعنى ١٥ آبان دو روز پس از تبعيد امام] به اصفهان وارد خواهد شد، مايل است با شما ملاقات نمايد.» ساواك اصفهان نيز با پذيرايى از دكتر اونى در روز جمعه به سؤالات وى در رابطه با وضع اصفهان پس از تبعيد امام پاسخ مىدهد وى خواستار آن مىشود كه به همراه خانواده بازار اصفهان را ببيند. دكتر اونى درباره علت اين درخواست خود مىگويد:« چون شنيدهام اگر ناراحتى ايجاد شود از بازار شروع مىشود.» اين مسافرتها و سؤال و جوابها با توجه به تجربه تاريخى در كشور ما علتى غير از آنچه گفته شد نداشته و براى گزارش دادن به مقامات مسئول سازمان مركزى سيا ضرورت داشته است.
يكى از چيزهايى كه بعد از تبعيد امام بيش از هر چيز ديگرى جلب نظر مىكند تسلط كامل نيروهاى انتظامى و اطلاعاتى بر اوضاع شهرهاى مختلف و حساس از قبيل قم، تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز و چند شهر ديگر است كه حكايت از برنامهريزى دقيق اطلاعاتى و انتظامى توسط رايزنان و مستشاران خبره و ورزيده نظامى آمريكا دارد. به طورى كه در هيچ يك از شهرها حركات پر و سر و صدا و زد و خورد به وجود نيامد و تمام نيروهاى در خدمت رژيم موشكافه و دقيق اوضاع را تحت كنترل داشتند، نيروهاى نظامى و اطلاعاتى در تمام مراكز حساس شهرها، خيابانها و ميدانها نيروهاى مسلح و آماده گمارده بودند. افرادى كه مخالفت آنان با رژيم و پيرويشان از نهضت امام خمينى معلوم بود تحت محاصره و مراقبت قرار گرفتند. وضعيت هر شهر لحظه به لحظه، ساعت به ساعت و روز به روز به مركز گزارش مىگرديد. و در صورتى كه گزارش اوضاع از شهرى به تأخير مىافتاد ساواك مركز سريعا استعلام مىنمود و رئيس ساواك آن شهر را مورد بازخواست و پرسش قرار مىداد. دروازههاى ورود و خروج شهر تحت مراقبت و بازديد نيروهاى انتظامى قرار داشت. بازاريان مورد تهديد و ارعاب قرار گرفته بودند و در روحانيون ايجاد رعب و وحشت كرده بودند به طورى كه آنها گمان مىكردند اگر اقدامى بنمايند حمام خون راه خواهد افتاد. به محض مشاهده تجمعى كوچك از چند نفر، فورا مأمورين سراغ آنها رفته و با تهديد آنها را متفرق مىكردند. علماى بزرگ قم در ايجاد ارتباط با يكديگر و اتخاذ تصميم دچار مشكل بودند و وقتى مرحوم شهيد حاج آقا مصطفى براى هماهنگى و اتخاذ تصميم به ديدار آنها رفت در منزل مرحوم آيتاللّه مرعشى توسط مأمورين-- دستگير و سپس به تهران اعزام گرديد و پس از گذراندن حدود دو ماه زندان نهايتا به تركيه تبعيد شد. نمايندگان مجلس، سران دولت، روزنامهها با اظهارات سخيف، توهين، دروغپردازى و ... بر روى زخم دل مردم نمك مىپاشيدند. با تملق و چاپلوسى اقدامات شجاعانه شاهانه! را ارج مىنهادند و خود كه برگزيدگان سفارت و دستگاه جاسوسى آمريكا و انگليس بودند رهبرى نهضت و تابعين او را ستون پنجم مىناميدند و خلاصه همه چيز و همه كس دست در دست هم داده بودند تا خفقان، رعب و وحشت و در نتيجه حقارت، سكون، سكوت و مردگى را بر جامعه مسلمان كشور حاكم نمايند. اما در چنين اوضاعى سربازان مجاهد اسلام و ياران با وفاى خمينى آرام ننشستند و با تلاش و مجاهدت ننگ قعود را با عزت قيام در هم شكسته و تمام اقدامات و عمليات رژيم طاغوت را در نابودى و محو نهضت خنثى نمودند.
ساواك روز ١٤ آبان گزارش مىنمايد كه اعلاميهاى از طرف حوزه علميه قم منتشر شده و در آن ضمن اشاره به ربودن شبانه امام خمينى از مردم خواسته است كه با تعطيل مغازهها و اعتصاب عمومى مراتب انزجار خود را از دستگاه حاكمه اعلام دارند. در مدرسه فيضيه شعارهايى عليه حكومت شاه و در اعتراض به تبعيد حضرت امام نوشته شد.
آيات عظام و علماى طراز اول قم و مشهد با صدور اعلاميه و تلگراف اين عمل غيرقانونى و جنايتكارانه را محكوم كرده و اقدام حضرت امام در مخالفت با كاپيتولاسيون را تأييد نمودند.
اعلاميهاى با امضا ملت ايران چاپ و در ميان محافل مذهبى پخش گرديد در اين اعلاميه ضمن افشاى خيانت رژيم شاه با احياى كاپيتولاسيون در اعتراض به تبعيد حضرت امام چنين مىنويسد:« اكنون ما ملت ايران به فرد فرد هيئت حاكمه اعلام مىكنيم اگر خمينى قلب و دل ما را از ما جدا كرديد، اولًا محال است طنين جهان فزاى صداى خمينى از گوش ما خارج شود ... ثانيا اگر خمينى عزيز را تبعيد كرديد بحمداللّه و المنه سايه سرداران بزرگى چون حضرات آيات ميلانى و شريعتمدارى، مرعشى، گلپايگانى، خوانسارى، قمى و روحانى بر سر ما است ... بگذار اميد ما به خدا و اميد شاه و هيئت حاكمه بىدين به دلار آمريكا ... باشد» و در پايان آمريكاييان، سران دولت، اعضاى حزب بهائيت و وكلاى مجلس را تهديد به انتقام مىنمايد.
نامهها و تلگرافات متعددى براى سفارت تركيه در ايران، رئيس جمهور و مجلس تركيه براى ارج نهادن به شخصيت والاى امام خمينى و غنيمت شمردن مقدم ايشان ارسال و مخابره مىشود.
وعاظ، خطبا و ائمه جماعت بر فراز منبرها و در صورت عدم امكان در بين جمع مردم جنايت رژيم را تشريح و موضوع تبعيد امام را تحليل و بررسى مىكردند.
بعضى از افراد كه طبع شعر داشتند در حد بضاعت خود شعرهايى در وصف فراق خمينى و شرح خيانت پهلوى مىسرودند و اين اشعار توسط خطبا و ساير مردم روى منابر خوانده مىشد.
در تهران و برخى از شهرهاى بزرگ و كوچك بازاريان و صاحبان دكاكين در اعتراض به تبعيد رهبرشان دست به اعتصاب زده و مغازههاى خود را بسته بودند. رژيم در يك اقدام بىسابقه جلوى در بعضى از اين دكانها را با آجر تيغه كرد كه اين اقدام رژيم بازتاب وسيعى يافت و خبر آن به شهرهاى ديگر نيز رسيد.
در مشهد امامان جماعت مسجد گوهرشاد در اعتراض به تبعيد امام در نماز جماعت حاضر نشدند.
در اصفهان تعدادى از مغازههاى بازار در اعتصاب به سر مىبردند. هيئت علميه اصفهان نامهاى به شاه نوشته و از او تقاضا مىكنند كه خمينى به كشور بازگردد. در مورخه ١٦ آبان اعلاميهاى در در شهر پخش شده و از مردم مىخواهد كه در آن روز مغازهها تعطيل شود. در نجفآباد در تاريخ فوقالذكر بازار تعطيل مىگردد. ائمه جماعت از حضور در نماز جماعت خوددارى كردند.
در يزد نماز جماعت تعطيل شده و از گفتن اذان نيز خوددارى مىگردد. شهيد محراب آيتاللّه صدوقى بيش از سايرين از تبعيد حضرت امام متأثر و غمگين شده و عكسالعمل نشان مىدهد، ساواك اصفهان در اين خصوص مىگويد:« .... آقاى حاج شيخ محمد صدوقى كه از علما يزد است با شنيدن خبر تبعيد خمينى بيش از حد بر سر و صورت خود زده و چند روز است از منزل خارج نمىشود ...» و حتى بعد از اينكه عدهاى از ائمه جماعت آن شهرستان با تهديد و ارعاب و يا به صورت-- دلخواه مجددا نماز جماعت را اقامه مىنمايند شهيد عزيز آيتاللّه صدوقى باز از اقامه نماز جماعت خوددارى مىكند و لذا سخت تحت مراقبت مأمورين قرار داده مىشود.
در شيراز در غروب روز ١٣ آبان كليه ائمه جماعات از برگزارى نماز جماعت خوددارى مىكنند و اين اعتصاب تا ٢٨ آبان ادامه مىيابد و در منزل آيتاللّه بهاءالدين محلاتى تجمع مىنمايند. آيتاللّه محلاتى پيشنهاد تحصن مردم شيراز در حضرت شاهچراغ( ع)، مردم تهران در حضرت عبدالعظيم( ع) و مردم قم در حضرت معصومه( ع) را مىنمايد. در شهرستانهاى لار و نىريز از توابع شيراز نيز اعتصاب ائمه جماعات گزارش مىشود.
در خرمآباد، رئيس ساواك آن استان گزارش مىنمايد كه عدهاى قصد ايجاد تشنج را دارند و در پى آن سرلشگر پاكروان چنين دستور مىدهد:« با كمال قدرت جلوگيرى نماييد ...» در گزارش بعدى ساواك خرمآباد، فعاليت عناصر ماجراجو! خنثى شده اعلام مىشود. در ١٩ آبان ساواك خرمآباد موضوع ماجراجويى! را چنين شرح مىدهد:
« از ابتدا افراد ماجراجو در نظر داشتند به عنوان اعتراض دكاكين را بسته در تلگرافخانه متحصن شوند با اقدامات لازم و تدبير خاص[ منظور از اين كلمات: تهديد، دستگيرى و ... است] جلو هرگونه فعاليت مخالفين سد شد.»
در كرمان آيتاللّه صالحى در منبر حضرت امام را دعا مىكنند كه مورد تذكر ساواك قرار مىگيرند. در يكى از روزنامههاى محلى كرمان به نام روزنامه فاتح به حضرت امام و نهضت او توهين مىشود يكى از خطبا عليه آن روزنامه سخنرانى تند و كوبندهاى انجام مىدهد و گوشهاى از فضايل و سوابق حضرات امام را بازگو مىكند. يك هفته پس از توهين روزنامه مزبور مردم در چاپخانه روزنامه را به آتش مىكشند و ظاهرا ساواك و شهربانى كرمان موفق به شناسايى عاملين اين عمليات نمىشوند.
در آذربايجان شرقى كميته اطلاعاتى استان در ساعت ٢٠ مورخه ١٣ آبان با حضور استاندار، رئيس ساواك، سرپرست شهربانى و فرمانده ژاندارمرى استان تشكيل و تصميم مىگيرد كه واحدهاى مخصوص كنترل اغتشاشات و نيروى احتياطى ژاندارمرى و شهربانى آماده باشند. وعاظ مخالف تحت كنترل باشند. منازل چند نفر از روحانيون برجسته تحت نظر قرار گيرد و مسجدهاى حساس شهر تحت مراقبت باشند. در اردبيل چند نفر از وعاظ اظهاراتى بر بالاى منابر و يا در جمع مردم مىنمايند.
در آذربايجان غربى يكى از محصلين علوم دينى جهت چاپ و نشر اعلاميه حضرت امام درباره كاپيتولاسيون اقدام مىنمايد كه دستگير و تحت بازجويى قرار مىگيرد.
در اهواز پس از تجمع در منزل يك از علما تصميم گرفته مىشود كه از اقامه نماز خوددارى نمايند و از غروب روز ١٣ آبان به اين تصميم عمل مىكنند. در دزفول نيز عدهاى از روحانيون از رفتن به مسجد و اقامه نماز خوددارى كردند. در شهرستان كازرون شخصى به نام سيدموسى كاظمينى شعرى در وصف خمينى و كرامات او مىسرايد كه پخش مىگردد ولى محدوده پخش آن مشخص نيست.
در كرمانشاه مجالس درس در مدرسه آيتاللّه بروجردى آن شهرستان از ١٣ تا ٢٠ آبان تعطيل مىگردد ساواك به دستور رؤساى آمريكايى خود و تحت آموزش سازمان جاسوسى سيا به تمام مراكز تابعه دستور مىدهد كه نظرات و عقايد مردم را جمعآورى كرده و گزارش نمايند تا بدين وسيله ضمن اطلاع از عكسالعمل مردم از وضعيت فكرى و روحى آنها اطلاع يافته و اوضاع را تحت كنترل قرار دهد. در اكثر قريب به اتفاق اين گزارشها چيزى كه وضوحا مشهود است. حمايت گسترده روحانيون و مردم( آن هم طبقه مستضعف و به قول حضرت امام پابرهنگان) و بازاريان و كسبه از رهبرى نهضت و ناراحتى و اعتراض آنها نسبت به تبعيد امام خمينى مىباشد.
در نجف اشرف و در مدرسه آيتاللّه بروجردى اجتماعى بر پا شده و رژيم شاه مورد انتقاد و حمله شديد قرار مىگيرد و قطعنامهاى هم در اين باره خوانده و انتشار مىيابد.
مرحوم آيتاللّه خوئى با ارسال نامههايى از علماى طراز اول قم نظرخواهى مىنمايد.
دانشجويان مقيم نيويورك در مراسم يادبود دهمين سال درگذشت دكتر حسين فاطمى در مسجد مسلمانان آن شهر-- تلگرافات اعتراضآميزى نسبت به تبعيد امام به مقامات روحانى جهان و دولت تركيه مىنمايند.
راديوهاى بيگانه و بعضا وابسته به كارتلهاى صهيونيستى نيز با پخش خبر تبعيد حضرت امام نظرات خود را كه همواره معجونى از مغلطه و دروغ و ... است ارائه مىدادند.
در روزنامههاى خارجى نيز بسته به وابستگى آن روزنامه خبرها و تحليلهاى در اين خصوص صورت مىگرفت.
تبعيد حضرت امام برخلاف آنچه دشمنان درصدد آن بودند موجى از خشم و نفرت نسبت به رژيم حاكم و اربابان او از يك طرف و عشق و علاقه و اعتقاد به بر حق بودن رهبرى نهضت ايجاد كرد و محبت و نورى كه از او در دلها پديد آمده بود با اتمام و اكمال الهى شدت يافته و دورى جسمانى از او، قرب روحانى به او را در مردم مسلمان و پاك دل رونق تازهاى بخشيد. ر. ك: بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، روحانى، جلد اول، صفحه ٧١١ و نيز آرشيو اسناد مبارزاتى حضرت امام خمينى( پرونده انفرادى آيتاللّه خمينى در ساواك و شهربانى) مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( ره).
علاوه بر تلگرافهاى فوق تلگرافها و طومارهاى ديگرى نيز در واكنش به تبعيد امام از سوى علماء، حوزههاى علميه، مجامع دانشگاهى، قشرهاى مختلف اجتماعى و اصناف و بازاريان و سفارت تركيه، علماء و شخص حضرت امام ارسال گرديده است كه به چهار نمونه آنها در اينجا اشاره مىكنيم.
موضوع: ارسال نامه و طومار به سفارت تركيه
در ظرف دو هفته گذشته تعدادى طومار و نامه كه از طرف محصلين حوزه علميه قم تنظيم گرديده به عنوان رئيس جمهورى تركيه و از طريق سفارت كبراى آن كشور در تهران ارسال شده و در آن از تبعيد آيتاله خمينى به تركيه اظهار تأسف و نگرانى نموده و تقاضا كردهاند كه از مشاراليه به عنوان يك رهبر عاليقدر و مرجع تقليد اسلامى پذيرايى نمايند. فتوكپى دو نمونه از طومارهاى مذكور به ضميمه ايفاد و مشخصات فرستندگان نيز ذيلًا به استحضار مىرسد.
١- حوزه علميه قم طلاب گيلانى- ٢- حوزه علميه قم- طلاب نيشابور ٣- حوزه علميه قم طلاب دينى خمين ٤- حوزه علميه قم طلاب دينى نجف آباد ٥- حوزه علميه قم محصلين دينى زنجانيها ٦- حوزه علميه قم طلاب بيرجندى ٧- حوزه علميه قم محصلين يزدى ٨- حوزه علميه قم طلاب كرمانى ٩- حوزه علميه قم طلاب بهبهانى ١٠- حوزه علميه قم طلاب شيرازى ١١- حوزه علميه قم طلاب اردكانى ١٢- حوزه علميه قم طلاب سبزوارى ١٣- حوزه علميه قم طلاب رفسنجانى
١٤- حوزه علميه قم طلاب محلاتى ١٥- قم- محمدصادق نمازيخواه ١٦- قم- كوزهفروشى محمد شفيعى ١٧- نجفآباد- خيابان قباد مغازه حسن افضلزاده. ٣١٣٧٧/ ٣٢١ رونوشت فرستاده شود
در اجراى اوامر مديريت كل در صورت تصويب به ساواك تهران ارسال شود- صابرى ١٦/ ٩.
بسماللّه الرحمن الرحيم
مقام محترم سفارت كبراى تركيه- تهران
با تقديم احترام به قرار اطلاع حضرت آيتاللّه العظمى آقاى حاج آقا روحاللّه خمينى مدظله العالى كه از مراجع تقليد شيعه و از علماى حوزه علميه قم و مورد علاقه و توجه عموم مسلمانان ايران و ساير ممالك اسلامى و از شخصيتهاى برجسته جهان اسلام مىباشد بر اثر دفاع از حريم دين و قرآن به كشور تركيه تبعيد شدهاند مستدعى است موقعيت علمى و اجتماعى معظمله و مراتب توجه قاطبه مسلمين مخصوصا حوزه علميه قم را نسبت به ايشان به دولت متبوع خود ابلاغ نمائيد و از سلامتى مزاج و محل اقامت ايشان ما را مطلع گردانيد.
قم- حوزه علميه طلاب و فضلا نيشابور. الاحقر محصلى. سيد محمود موسوى. نصراله گلبويى. علىاكبر نيشابورى. سيدعلى خليل نيشابورى. الاحقر ميرزامحمد حبيبى. ابراهيم شريعتى. محمدباقر منتظرى. محمود نيشابورى. ر. ك: مدرسه فيضيه، پايگاههاى انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك، مركز بررسى اسناد تاريخى، صص ١٥٧ و ١٦٨.