حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٢٨ - موضوع تلگراف روحانيون به آنكارا
______________________________
-
همانگونه كه در سند شماره: ٣٩٣٨/ ٥- ١٩/ ١١/ ٤٣ و اسناد بعد از آن آمده است،
آمريكا در تبعيد امام خمينى به تركيه دخالت مستقيم داشته است، با اين وصف رژيم
وابسته شاه مىديد كه با بودن امام در كشور يا بايد لايحه كاپيتولاسيون ملغى شود
يا اينكه مبارزه ايشان با لايحه روز به روز شدت خواهد گرفت و با توجه به نفوذ
معنوى و علمى و شدت علاقه مردم و روحانيت به او به هيچ وجه نخواهد توانست در برابر
آن مقاومت نمايد و اين بار ممكن است انقلابى عظيمتر از ١٥ خرداد ٤٢ به وجود آيد با
اين تفاوت كه اگر چنين انقلابى راه بيفتد نه تنها موفق به سركوبى آن نخواهد شد
بلكه آمريكا نيز بايد رخت از اين كشور بر بندد و آرزوى حفظ و گسترش منافع را به
گور ببرد و در صورتى كه بخواهد كاپيتولاسيون را لغو كند، بار ديگر قدرت و نفوذ
معنوى روحانيت با شدت هر چه تمامتر به رخ كشيده خواهد شد و ديگر نمىتواند آنها را
از صحنه دخالت در سرنوشت كشور حذف نمايد مضافا اينكه لغو كاپيتولاسيون شكست سنگينى
نه تنها براى رژيم شاه بلكه براى آمريكا در جهان تلقى مىشد و همانگونه كه گفتيم
اين شكست براى آمريكا قابل تحمل نبود.
بر همين اساس پس از سخنرانى و اعلاميه حضرت امام سردمداران و اربابان رژيم شاه به مشورت نشسته و تصميم مىگيرند كه ايشان را به يك كشور خارجى مانند تركيه تبعيد نمايند تا علاوه بر دورى از مردم ايران به علت بسته بودن فضاى كشور تبعيدگاه از هرگونه فعاليت و حركتى باز بماند. با مطالعه و بررسى اسناد ساواك مربوط ترديدى نمىماند كه رژيم در فاصله بين چهارم آبان تا نهم آبان تصميم قطعى براى تبعيد حضرت امام را گرفته بود و فاصله بين نهم آبان تا روز تبعيد در سيزده آبان براى انجام مقدمات امر و استقرار نيروهاى نظامى و امنيتى و اقدامات پيشگيرانه صرف گرديده است. حوالى ساعت ٥ صبح روز ١٣ آبان مأموران امنيتى و انتظامى به خانه امام يورش برده و بعد از دستگيرى ايشان بلافاصله آن حضرت را به تهران اعزام مىدارند و همان روز با يك هواپيماى نظامى ايشان را به آنكارا مىبرند. نيروهاى آمريكايى و سازمان جاسوسى آن بلافاصله پس از تبعيد حضرت امام اقدام به كسب اطلاعات از بازتاب آن عمليات مىنمايند. قابل ذكر است كه سرلشگر فردوست رئيس دفتر ويژه اطلاعات تلگراف رمزى را به ساواك اصفهان مخابره مىنمايد و در آن مىنويسد: «دكتر اونى روز جمعه جارى [يعنى ١٥ آبان دو روز پس از تبعيد امام] به اصفهان وارد خواهد شد، مايل است با شما ملاقات نمايد.» ساواك اصفهان نيز با پذيرايى از دكتر اونى در روز جمعه به سؤالات وى در رابطه با وضع اصفهان پس از تبعيد امام پاسخ مىدهد وى خواستار آن مىشود كه به همراه خانواده بازار اصفهان را ببيند. دكتر اونى درباره علت اين درخواست خود مىگويد: «چون شنيدهام اگر ناراحتى ايجاد شود از بازار شروع مىشود.» اين مسافرتها و سؤال و جوابها با توجه به تجربه تاريخى در كشور ما علتى غير از آنچه گفته شد نداشته و براى گزارش دادن به مقامات مسئول سازمان مركزى سيا ضرورت داشته است.
يكى از چيزهايى كه بعد از تبعيد امام بيش از هر چيز ديگرى جلب نظر مىكند تسلط كامل نيروهاى انتظامى و اطلاعاتى بر اوضاع شهرهاى مختلف و حساس از قبيل قم، تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز و چند شهر ديگر است كه حكايت از برنامهريزى دقيق اطلاعاتى و انتظامى توسط رايزنان و مستشاران خبره و ورزيده نظامى آمريكا دارد. به طورى كه در هيچ يك از شهرها حركات پر و سر و صدا و زد و خورد به وجود نيامد و تمام نيروهاى در خدمت رژيم موشكافه و دقيق اوضاع را تحت كنترل داشتند، نيروهاى نظامى و اطلاعاتى در تمام مراكز حساس شهرها، خيابانها و ميدانها نيروهاى مسلح و آماده گمارده بودند. افرادى كه مخالفت آنان با رژيم و پيرويشان از نهضت امام خمينى معلوم بود تحت محاصره و مراقبت قرار گرفتند. وضعيت هر شهر لحظه به لحظه، ساعت به ساعت و روز به روز به مركز گزارش مىگرديد. و در صورتى كه گزارش اوضاع از شهرى به تأخير مىافتاد ساواك مركز سريعا استعلام مىنمود و رئيس ساواك آن شهر را مورد بازخواست و پرسش قرار مىداد. دروازههاى ورود و خروج شهر تحت مراقبت و بازديد نيروهاى انتظامى قرار داشت. بازاريان مورد تهديد و ارعاب قرار گرفته بودند و در روحانيون ايجاد رعب و وحشت كرده بودند به طورى كه آنها گمان مىكردند اگر اقدامى بنمايند حمام خون راه خواهد افتاد. به محض مشاهده تجمعى كوچك از چند نفر، فورا مأمورين سراغ آنها رفته و با تهديد آنها را متفرق مىكردند. علماى بزرگ قم در ايجاد ارتباط با يكديگر و اتخاذ تصميم دچار مشكل بودند و وقتى مرحوم شهيد حاج آقا مصطفى براى هماهنگى و اتخاذ تصميم به ديدار آنها رفت در منزل مرحوم آيتاللّه مرعشى توسط مأمورين-