حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٢١ - موضوع ملاقات با آقاى گلپايگانى
با من ندارد و حتى شايد اظهار تشكرى هم نكند كما اينكه يكى از اشخاصى كه دستگير شده بود به من نامه نوشته بود تا من براى آزاديش اقدام كنم پس از آزادى در مجلسى گفته بود خوب بود آقاى گلپايگانى قبلًا از من سؤال مىكرد آيا ميل به آزادى دارم و بعد اقدام مىكرد. شيخ عباسعلى اسلامى[١] هم با من آشنائى زيادى ندارد ولى از نظر روحانيت شخص استخواندارى نيست و اعمال و گفتار ريشهاى ندارد لكن در موقع صحبت بعضى مواقع تندرويهايى مىكند از تنبيه شديد و تسليم به دادگاه اگر به منظور ارعاب روحانيت باشد چون زياد عنوانى ندارد اثر مطلوبى به دست نمىآيد لكن مستمسكى براى مخالفت با دولت و اظهار همدردى در بين كليه روحانيون خواهد بود كه مخالفين به شدت آن را دامن خواهند زد. شيخ عباسعلى اسلامى تقريبا يك فرهنگى است كه مدارس زيادى تأسيس نموده و در حقيقت كمك غيرمستقيم است كه به فرهنگ و دولت مىشود و شايسته است كه اقدام مفيد او نيز مورد توجه باشد و اظهار نمود كه مطالب بالا به عرض تيمسار رياست ساواك برسد. ضمنا متذكر شد كه در وضع شهر قم دقت شود كه به منهيات توجه شود مثلًا شراب آزاد نفروشند يا راديوها صداى بلند نداشته باشند و زوار يا مسافرين زن محجوب باشند در اين مورد به ايشان اطمينان دادم كه مطلب تازهاى نيست و وضع تغييرى ننموده.
به طورى كه استنباط شد نظر ايشان در مورد شيخ عباسعلى اسلامى كه در مشهد بازداشت شده اين است كه بدون تسليم ايشان به دادگاه به بازداشتى كه تاكنون بوده است و تا موقعى كه دستور آزادى ايشان صادر خواهد شد اكتفا شود.
ضمنا در مورد آقاى ابوالفضل توليت سئوال كردند كه آيا مطلب تازهاى نيست به ايشان جواب
نمايش تصوير
[١] حجتالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ عباسعلى اسلامى( ره) در سال ١٣٢٣ ه. ق در سبزوار متولد شد و پس از-- آموختن مقدمات و ادبيات رهسپار مشهد مقدس گرديد و سطوح را در محضر آيات بزرگ مرحوم حاج ميرزا مهدى اصفهانى، آقازاده كفائى، مرحوم حاج حسين قمى و مرحوم آشتيانى، فرا گرفت، سپس به جهت تكميل اندوختههاى علمى خود به نجف اشرف هجرت كرده و از محضر مرحوم آيتاللّه العظمى سيدابوالحسن اصفهانى و ديگران بهرهمند شد، آنگاه به خدمات و مجاهدات دينى و اجتماعى پرداخت، به منظور خدمات دينى سفرهاى زيادى به كشورهاى مختلف كرد. مدتى در هند در مدرسهالواعظين به انجام وظائف روحانى و علمى پرداخت، چندى به برمه رفت، خدمات قابل توجهى به مسلمانان آن ديار نمود، ضمن تبليغات مذهبى به بناى چندين مسجد، حسينيه، دارالايتام، احداث مزرعه، كمكرسانى به فقراء و محرومين آنجا، توفيق يافت، نتيجه تجارب سفرها باعث شد، كه با مراجعت به ايران به خدمات خود پيوسته ادامه دهد تا آنكه از راه منبر و دعوت مردم مسلمان به احياء آموزشهاى مذهبى و تربيت جوانان و نوجوانان موفق به تأسيس ١٨٠ باب مدرسه اسلامى در سراسر ايران گرديد، مرحوم آقاى اسلامى با بنيانگذارى« جامعه تعليمات اسلامى» خدمات كمنظيرى را در عرضه فرهنگ و نظام تعليم و تربيت ايران نمود، آن هم در جوّ خفقان و آزادىكش نظام ستمشاهى و استعمارى پهلوى كه هر طرح و برنامهيى كه از صبغه دينى و اجتماعى برخوردار بود با موانع عديده و تهديدات ساواك مواجه مىگرديد، اين خطيب مبارز بيش از ٦٥ سال به اسلام و ملت مسلمان خدمت كرد، با احداث كتابخانه و بيش از ٥٧ مسجد و ... سخنرانيهاى غراء و صريح به افشاگرى اهداف استعمارى رژيم شاه مىپرداخت، در اين راه متحمل رنجهاى و شكنجههاى طاقت فرسائى گرديد، بيش از ده بار توسط عناصر ساواك دستگير و زندانى شد، از آثار قلمى آن مرحوم علاوه بر يادداشت دفتر خاطراتش كه اينك چاپ و منتشر شده است نوشتههايى همچون، دو از ياد رفته( درباره امر به معروف و نهى از منكر) راه حسين( ع)، على و سقيفه، على و شورى، على و غدير، رسالهاى درباره حجاب و ... مىباشد، او سرانجام كولهبار مسئوليت را با تمام شرايط امانتدارى و خلوص در عمل در ٢٨ رجب ١٤٠٥ مطابق با ٢٨ فروردين ١٣٦٤ بر زمين نهاد و به ملكوت اعلى پيوست.