حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٥٤٥ - تذكاريه
تذكاريه
الناس عبيدالاحسان
اين جمله را كه از كلمات عاليات است مىخواهم براى خوانندگان محترم معنى كنم. قبلًا عرض كنم معنى دو گونه است. مثلًا وقتى مىگوئيم «تيشه» همه معناى آن را مىدانند كه يكى ازافزار لازمه نجارى يا بنائى و غيره است اما يك معنى ديگر هم دارد و آن اين است كه:
|
ترا تيشه دادم كه هيزم كنى |
ندادم كه ديوار مردم كنى |
|
بارى جمله عاليه فوق هم يك معنى دارد كه آدمى در برابر نيكى رسان سر اطاعت و فرمانبردارى خم مىكند (حالا سر اطاعت خم كردن معانى و مفاهيم و مصاديقى دارد كه آن هم بماند براى يك موقع ديگر)
يك معنى ديگر هم دارد كه: زمستان فرا رسيده هوا سرد شده است و بشر از كمترين وسيله گرم شدن ناچار است از هر طبقه كه باشد وليكن اگر غريب باشد وسيله [ناخوانا] نداشته باشد. طالب علم باشد. در راه تحصيل دين و هدايت مردم رنج سفر و غربت را بر خود هموار كرده باشد. از آشيانه گرم زندگانى پدر و مادر فاصله گرفته باشد نيازمند احسان است. آن هم احسان بيشترى.
اگر منصفانه به حجرات مدارس دينى نگاه كنيم اين حجرات شباهت تامى به سلولها و زندانهاى مجرد اروپا دارد. نه اكسيژن دارد و نه نور. بلكه نم و رطوبت در كف حجرات و اطراف آن نفوذ كرده است.
متأسفانه زندانها (ندامتگاهها) و دارالتأديبها اصلاح شده است وليكن مدارس دينى به صورت عهد قرون وسطى باقى مانده است.
مخلص نمىدانم با اين حسن سليقه معماران ايران اين طرز حجره را كدام بىهمتى پىريزى
نمايش تصوير