حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٥٥ - گزارش اطلاعات داخلى
______________________________
-
وى داراى تحصيلات حوزوى است و از سال ١٣٤٠ ساكن قم شده است. درباره زندگى و تحصيل
خود گفته است: «شش ساله بودم كه به اصفهان آمدم و به تشويق پدرم كه خود از مدرسان
علوم دينى مدرسه جده بزرگ بود به تحصيل مشغول شدم به طور جدى درس را از نه سالگى
شروع كردم. در پانزده سالگى پس از شش سال تحصيل در آن مدرسه، براى ادامه تحصيل به
قم آمدم ظرف مدت سه سال خود را به رسائل و مكاسب رساندم و هم اكنون (سال ٤٣) نزد
شيخ نعمتاللّه صالحى نجفآبادى رسائل مىخوانم».
در سال ١٣٤٣ در مجلس ختمى با صداى بلند فرياد مىكند: «براى سلامتى حضرت آيتاللّه خمينى صلوات» بلافاصله دستگير و مورد بازجويى واقع مىشود. او در بازجويى اعلام مىكند. «از فرط عشق به ايشان اين كار را كردم و چون مقلد ايشان هستم وظيفه دارم هم براى ايشان دعا كنم و هم مردم را به اين كار ترغيب كنم.» در ٩/ ٢/ ٤٤ آزاد مىشود و كشور را به قصد عراق ترك مىكند. در ٢٤/ ١١/ ٤٦ به اتهام جعل مهر گذرنامه احضار و بازداشت و پس از يك ماه آزاد مىشود.
ساواك او را يكى از عوامل مؤثر در پخش اعلاميههاى حضرت امام (ره) معرفى مىكند. در سال ٥١ به لبنان مىرود و ماهيانه مبلغ پنجاه ليره لبنانى از امام موسى صدر شهريه مىگيرد. در سال ٥٣ به دليل نامعلومى به روايت اسناد ساواك از سلك روحانى خارج مىشود و لباس شخصى به تن مىكند ... او در تاريخ ١٠/ ٩/ ٥٦ به دليل توقيف گذرنامهاش در سفارت ايران در بغداد با گذرنامه جعلى به فرانسه رفته و در اعتصاب ايرانيان شركت كرده است. وى در سال ١٣٥٨ در يك حادثه رانندگى در اتوبان تهران و قم جان به جان آفرين سپرد.