حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ٤٨٠ - موضوع روحانيون
برگزارى جشن تاجگذارى[١] كه در روز مبعث در مسجد خودش واقع در نازىآباد انجام داده مىباشد ضمنا در اين جلسه آيتاله حاج سيد ابراهيم ميلانى عموزاده آيتاله ميلانى نيز شركت داشت و راجع به نفوذ شريعتمدارى و ميلانى و گلپايگانى و نجفى صحبت شد و آيتاله علم اظهار داشت در آذربايجان مخصوصا ساكنين دهات آنجا بيشتر مقلد شريعتمدارى هستند و دليلش هم آن است كه شريعتمدارى عدهاى اشخاص ناباب مثل خسروشاهى را در اطراف خود جمعآورى نموده كه با زبان بازى دهاتىها را مقلد او كردهاند و اما ميلانى در بازار تبريز مقلد زياد دارد و گلپايگانى طرف اصفهان و عدهاى در بازار تهران مقلد و خواستار دارد نجفى نيز در قم و تهران و بعضى شهرستانهاى استان فارس مقلدينى دارد روى هم رفته مقلدين شريعتمدارى از سايرين زيادتر است و در ضمن در رشت و اطراف آن نيز مقلدينى دارد.
موقعى كه اين صحبتها در ميان بود هنوز آيتاله سيد صادق شريعتمدارى به مجلس وارد نشده بود و بعد از اينكه آمد راجع به سيدهادى خسروشاهى صحبت كرد و گفت ديگر نبايد او را در ميان خودمان راه بدهيم و بايد به شدت او را طرد كنيم و افزود كه طرفداران خسروشاهى از جمله حاج حسين فرشى و دباغيان و علاءالدين موسوى براى استفاده خود هيئت مجاهدين اسلام را تشكيل داده و از خسروشاهى حمايت مىكنند و بايد آنها را نيز گوشمالى داد.
رونوشت برابر اصل است.
در پرونده ٩٢٩٢ بايگانى شود ١/ ٩/ ٤٦ اصل در ٣٣٥٠٦ مىباشد
[١] در چهارم آبان سال ١٣٤٦. مراسم تاجگذارى محمدرضا پهلوى، فرح پهلوى و رضا پهلوى در كاخ گلستان انجام پذيرفت. در اين مراسم به ترتيب دكتر سيد حسن امامى، هويدا نخستوزير، رئيس مجلس سنا و رئيس مجلس شورا سخن گفتند و دكتر صورتگر قصيدهاى قرائت نمود. هزينه سنگين و كمرشكن اين مراسم از بودجه عمومى كشور پرداخت شد. ر. ك: باقر عاقلى، روزشمار تاريخ ايران. جلد دوم، صفحه: ٢١٠.
روزنامه كيهان در آن ايام نوشت: در آستانه جشن تاجگذارى جواهرساز معروف فرانسوى، تاجى از طلاى سفيد ساخت كه در مركز آن صد و پنجاه هزار قيراط زمرد و از دو زمرد صد قيراطى براى تزيين جلو و عقب تاج استفاده شده است. همچنين براى تزيين ساير قسمتهاى تاج شاه از چهارصد و نود و نه برليان. سى و شش قطعه زمرد و صد و پنجاه دانه مرواريد استفاده شده است. وزن تاج پهلوى كه در جشن تاجگذارى بناست بر سر شاه گذاشته شود، روى هم رفته دو كيلو و هشتاد گرم و تاج فرح حدود دو كيلو وزن دارد. اين تاجها ميليونها دلار ارزش داشته و قيمت دقيق آنها را نمىشود تعيين كرد. ر. ك: چپ در ايران به روايت اسناد ساواك، دبيران كل حزب دموكرات كردستان، صفحه: ٢٦٥.
لازم به توضيح است: به مناسبت جشن تاجگذارى شاه و فرح رژيم پهلوى هفت روز جشن و سرور اعلام كرد و ميليونها دلار از دسترنج مردم را صرف هزينه اين مراسم كرد و اين در حالى بود كه غالب مردم در سختى و عسرت زندگى كرده و از تأمين مايحتاج اوليه زندگى خود ناتوان بودند. به همين مناسبت گروهى از روحانيون مبارز حوزه علميه قم از جمله حضرات آقايان: ربانى شيرازى، هاشمى رفسنجانى، غيورى، كروبى و در موضعگيرى هماهنگ عليه رژيم با بازگو كردن قانونشكنىها و خودكامگىهاى شاه و برشمردن دردها، رنجها و گرفتاريهاى مردم ستمديده ايران، مخارج سنگين و كمرشكنى را كه رژيم شاه براى مراسم تاجگذارى صرف مىكرد محكوم كردند در اعتراض به ستمگريها و جنايات رژيم اعلاميه زير از سوى جامعه روحانيت تهران با عنوان« عزايى به نام جشن» صادر گرديد.
عزائى به نام جشن: هموطنان محترم همه شما شاهد اوضاعى هستيد كه اين روزها بر اين كشور فلك زده مىگذرد و-- مىبينيد كه دستگاه حاكمه چگونه به جان مردم غارتزده و اسير ايران افتاده و چه به سر آنان مىآورد؟! اگر كسى خون بهاى پدرش را هم از ديگرى طلبكار باشد با اين پرروئى و بىپروائى و گستاخى و سرسختى مطالبه نمىنمايد. اى كاش اينها از مردم فقط مزد خدمت نكرده را مىخواستند يك عمر حكومت مستبدانه و ديكتاتورى- نيم قرن فشار و خفقان و زور و سلب آزادى- دهها سال ظلم و ستم و زندان و شكنجه- يك نسل غارت و چپاول و دزدى و رشوه و فساد- يك دوران طولانى وطن فروشى و خدمت به بيگانه و جنايت به ملت اين است برگى از پرونده خدمات دستگاه حاكمه ايران كه اين روزها از ملت ايران مطالبه اجر و مزد آنها را دارد!! در نهايت پرروئى از ملتى كه در زير بار سنگين تحميلات ظالمانه آنها كمر خم كرده است توقع دارند كه در مقابل مشكلات طاقت فرسا خم به ابرو نياورد، و با كمال خوشروئى و مخلصانه در جشن و عزاى آنها كه درست در جهت مخالف عزا و جشن ملت است فعّالانه شركت كند!!
گستاخى را به حدى رساندهاند كه مراجع تقليد و علماى اعلام و ائمه جماعت و به طوركلى قشر مذهبى را( كه اكثريت نزديك به تمام ملت را تشكيل مىدهند) براى همكارى در جشن و سرور واهى خود تحت فشار گذاشتهاند و بدون اين كه ذرهاى از آن همه جنايات و خياناتى كه در اين دو سه ساله اخير نسبت به دين و دينداران كردهاند شرمى به خود راه دهند از اين طبقه شريف طلبكارانه مطالبه دارند كه همه خلافها و مظالم آنها را كه هنوز هم ادامه دارد نديده بگيرند و خود را شريك در شادى و سرور آنها اعلام نمايند!!
اينها حاضر نيستند كه حتى براى يك بار منصفانه از خود بپرسند ملت مسلمانى كه مرجع عالى شأن تقليد خود حضرت آيتاللّه العظمى جناب آقاى خمينى مدّ ظلّهالعالى را در تبعيد مىبيند و چند سال است از زيارت و وجود شريفش محروم است و آيتاللّه بزرگوار قمى را در تبعيدگاه جانكاه زابلستان و آيتاللّه جناب آقاى منتظرى را در حال تبعيد به مسجد سليمان و آيتاللّه روحانى را در زندان سياه شهر زاهدان مشاهده مىكند چگونه مىتواند در صفّ دشمنان اين آيات عظام و بزرگوار به جشن بپردازند؟!!
اينها نمىخواهند قبول كنند مسلمانانى كه مىدانند زندانهاى هيئت حاكمه مملو از شريفترين و ارجدارترين فرزندان مبارز اسلام است به خاطر زندانبانان بىرحم، پايكوبى و دست افشانى نخواهند كرد.
از مسلمانانى كه هنوز امكان عزادارى براى شهداى مدرسه فيضيه و پانزده خرداد و پرونده سازىهاى بعد از آن به آنها داده نشده و داغ مرگ صدها شريف را بر دلهاى خود دارند نبايد توقع داشت كه در جشن جلادانى كه خون همان شهدا از چنگال و دندانشان مىريزد حتى رياكارانه! شركت نمايند.
جشنى كه درست در آستانه برگذارى آن جلادان هيئت حاكمه يورش جديدى به مراكز علمى و دينى برده و آشيانه طلاب بى پناه قم را مكررا در نيمههاى شب مورد هجوم قرار داده و چندين نفر از جوانان فاضل و دانشمند حوزه قم منجمله آقايان صاحبالزمانى- فهيم- كروبى- مؤيّدى- يزدانى- عمادى- ابطحى نجفآبادى- موسوى اصفهانى- افتخارى و موسوى همدانى را از پشت ميز مطالعه به زندان هولناك قزل قلعه منتقل كرده و به پشت ميز بازجوئىهاى قرون وسطائى كه متهم را با شلاق و زجر به صحبت و اعتراف وادار مىكند كشاندهاند و عده بيشمارى را برخلاف قانون به اداره نظام وظيفه جلب نمودهاند چنين جشنى قطعا مورد استقبال علاقهمندان به ديانت و روحانيت نيست و مطمئنا ميمنت و مباركى در آن وجود ندارد.
اصولًا جشنى كه مخارج گزاف و رقمهاى نجومى و سرسامآور مخارج آن هر يك شاهيش قطره خونى از جگر فرد بينوائى از ملت است چه لطف و صفائى براى برگزار كنندگان آن كه خود بهتر از همه از فقر و نكبت خلق مطلعند دارد؟
ممكن است ادعا شود خود صاحب جشن از اين اسرافها و اجحافات بى خبر است لذا ما اين خبر اسفبار را ابلاغ نموده به عرض مىرسانيم! كه مأموران شياد و بى رحم اين دستگاه براى تأمين مخارج اين هنگامه از سر هيچ دوره گرد و كارگر و دست فروش حتى بيوهزن نگذشته و از دهات دوردست كه وسائل جشن و چراغانى در آنها امكانپذير نبوده توسط فرماندارىها و بخشدارىها مبالغ گزافى از انجمن ده كه به اسم آبادانى و عمران شاهى شاهى پول دهقانان فقير و زحمتكش را كه هر شاهيش قطره اشكى به دنبال داشته جمع كردهاند اخاذى شده و به طور خلاصه اين ميلياردها ريال به-- علاوه صرف نيروها و وقتها كه به خرج اين جشن رفته سرانجام به طور مستقيم يا غير مستقيم از جيب خالى و دزد زده مردمى بيرون مىرود كه آه در بساط ندارند!!
آيا چنين جشنى فرخنده است؟ آيا چنين مردمى واقعا در جشن و شادى شريكند؟ آيا اگر لبخندى احيانا بر لب يك ايرانى نقش مىبندد لبخند تمسخر نيست؟ جواب اين سؤالات با كسانى است كه از درد دل مردم فلك زده ايران باخبرند مضحك اين است كه كارگردانان اين تراژدى غمانگيز اخيرا به مساجد و معابد فشار آوردهاند كه براى آنها چراغانى و سروصدا راه بيندازند! و براى ارعاب و تهديد يكى از ائمه جماعت شريف تهران حجهالاسلام آقاى غيورى را دستگير كردهاند و خيال كردهاند كه روحانيون محترم و واقعى به آسانى برخلاف رضاى امام زمان( ع) دست به دست جلادان خواهند داد.
بىشرمى را به حدى رسانيدهاند كه به حضرت آيتاللّه العظمى آقاى ميلانى كه حاضر نشدهاند به تقاضاى تبريك گفتن جواب مثبت بدهند دستور خروج از ايران را دادهاند و حتى پاسپورت ايشان را صادر كردهاند و به طورى كه شايع است آيات عظام قم را هم به چنان وضعى تهديد نمودهاند. اينها خيال مىكنند كه با تظاهر به ديندارى و مذهب و اداى تشريفات توسط يك روحانى نماى خريده شده( امام جمعه) و گفتن اذان بى وقت!( كه خود خلافى بزرگ است) از مأذنههاى مساجد مىتوانند قيافه ضد دين خود را بپوشند و براى چندمين بار مسلمانان را گول زنند. ولى بدون شك اين حيله و نيرنگ بى اثر خواهد ماند زيرا روحانيت و قشر عظيم مسلمانان ايران پس از آن همه ضربهها كه ديدند ديگر بيدار شدهاند. هم اكنون مسلمانان ايران شاهد مهاجرت بسيارى از روحانيون شهرستانها هستند كه محل كار خود را ترك كردهاند و به ساير شهرها و دهات پناه بردهاند. اگر هيئت حاكمه ايران نمىداند بداند كه اينها براى فرار از شر مأموران جلاد صفت دولت كه مبادا اجبارا آنان را به مجالس جشن بكشند و در نتيجه خود و دينشان را آلوده كنند فرار كردهاند.
گرچه ما انتظار داشتيم كه علما و وعاظ مردانه در محل كار خود بمانند و با صراحت مخالفت خويش را با اين هنگامه و هنگامهسازان اعلان دارند ولى از همين مبارزه منفى آنان هم ستايش مىكنيم و مطمئنيم هيچ روحانى شريف و مسلمانى حاضر نخواهد شد كه با شركت در اين صحنهها روح پيغمبر( ص) و امام زمان( ع) و شهداى راه اسلام را بيازارد و صريحا اعلام مىداريم كه كسانى كه خود را فروخته و به نحوى از انحاء با دشمنان دين همكارى نمايند مطرود جامعه روحانيتند. در خاتمه تذكر مىدهيم كه بنا به نوشته تقويم منجم شهير آقاى حاج اسمعيل مصباح در همين سال- روز چهارم آبان روز« جلوس يزيد بن معاويه» است همان يزيدى كه جشن تاجگذارى خود را موقعى برگزار كرد كه سرهاى شهداى كربلا در مجلس او حضور داشتند و خاندان پيغمبر( ص) در اسارت او بودند و اكنون فرزندان پيغمبر در زندانهاى ايران به سر مىبرند.
طهران- جامعه روحانيّت
مؤلف كتاب نهضت امام خمينى مىنويسد: انتشار اعلاميه« عزايى به نام جشن» در آن شرائط كه از سازمانها، احزاب و جمعيتهاى ملى، سياسى هيچگونه حركت و واكنشى به چشم نمىخورد، مىتوان گفت تنها صدايى بود كه عليه جشن تاجگذارى برخاست. و اثر شگرفى در ميان مردم داشت و ضربه خردكنندهاى بر روحيه رژيم حاكم وارد آورد. شاه و هيئت حاكمه ايران تمام نيروى خود را به كار گرفته بودند. تا، از واكنشهاى مردمى در برابر جشن تاجگذارى جلوگيرى كنند و وانمود سازند كه همه طبقات و اقشار ملت شاه را در انجام اين مراسم حمايت مىكنند و ديگر صداى مخالفى به گوش نمىرسد. به دنبال انتشار و توزيع اين اعلاميه، حوزه علميه قم بار ديگر دچار يورش سركوبگرانه رژيم شاه شد و دهها نفر از مجاهدان روحانى و اساتيد و طلاب دستگير و به تبعيدگاهها يا سياهچالهاى زندان گسيل شدند و تحت وحشيانهترين شكنجههاى غيرانسانى قرار گرفتند. ر. ك: نهضت امام خمينى، سيد حميد روحانى، ج ٢، ص ٢٩٢
ر. ك: نهضت امام خمينى، سيد حميد روحانى، چاپ اول، خرداد ١٣٦٤، جلد ٢، ص ٢٨٣.