دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٨٢ - بيان زوال جاه و مال و مذمت حرص بر جمع مال
٢١٨- مرا چه مىشود؟! وقتى مقامى را در نظر مىگيرم و به آن دست مىيابم چشمم دنبال مقامات ديگر مىدود.
٢١٩- به خداى آفريدگارت سوگند چه خانههائى كه از كنار آنها گذشتهام كه روزگارى غرق در لذتها و شادى بود.
٢٢٠- شاهين حوادث در اطراف آن خانهها پر گشود و خيلى زود مركز ناله و خرابى شد.
|
عمرم بگذشت و كم نشد شهوت آز |
هرچند كه كام هست مىجويم باز |
|
|
وين طرفه كه خانه مىشود مسكن بوم |
چون كرد عقاب مرگ آنجا پرواز |
|
٢٢١- مهار خود را بگير و مگذار در كار، سركشى كند، زيرا به خداى آفريدگارت سوگند رزقها بر اساس جنبوجوش نيست.
٢٢٢- گاهى ثروت بدست كسى مىرسد كه هيچ رنجى نبرده و گامى برنداشته است و آن كس كه بيش از همه كوشيده ثروت را از دست داده است.
|
مقصود تو چون نيست ميسر به طلب |
تا چند رسد جان تو از غصه به لب |
|
|
جمعى كه بجستند رسيدند به كام |
جمعى ز طلب قرين رنجند و تعب |
|
دست از كودكى بردار،
٢٢٣- تا چه وقت
لباس بچگانه مىپوشى (و كارهاى بچهها را انجام مىدهى) موى تو پيراهن جوانى را از
بدنت بيرون آورده است!!
٢٢٤- (از دست رفتن) روغن موى گيجگاهت فرياد مىزند بسوى مرگ و كوچ بشتاب.