دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٢٤ - مدح اهل بيت سيد عالم ص
|
شك نيست كه مىبرد به كرمان زيره |
هركس كه هنر به شهر من مىآرد |
|
كسانى كه امام ٧ را خدا مىدانستند سوزانيد ٧٧٦- آنگاه كه ديدم موضوع بسيار ناشايسته است، آتشى روشن كردم و قنبر را احضار كردم.
٧٧٧- سپس چالههائى كندم و قنبر هم آتش فراوانى با هيزمهائى كه مىشكست آماده ساخت.
|
حيدر كه نديده مثل او ديده دهر |
شمعى است كه از نور خدا دارد بهر |
|
|
پروانه صفت جماعتى گرد سرش |
كشتند و بسوختند از آتش قهر |
|
توضيح: امام ٧ اين عده را كه در حدود بيست نفر بودند نصيحت كرد و به راه راست هدايتشان نمود نپذيرفتند، در آن حفرهها كه بصورت چاه كوچك درآمده بود به وسيلهى دود آتش خفه شدند و اين يك قدرتنمائى روحى از امام ٧ است كه دوستان خود را كه پاى از دائره محبت فراتر مىنهند و به حدّ اعلاى محبت مىرسند كه مجاز نيستند (مىگفتند على ٧ خداست)، امام ٧ آنان را كيفر مىدهد.
امام ٧ آن محبّتي را مىپذيرد كه در مسير إسلام عزيز و در حدّ مجاز باشد.
ستايش از أهل بيت : ٧٧٨- مردم مىدانند كه من از نظر خويشاوندى بهترين نسب را دارم و آنگاه كه بحث افتخار خانوادگى پيش بيايد من برترين آنها هستم.
٧٧٩- طائفه محمّد ٦ پايگاه كرامت وى و ياور دين خدا هستند و پيروز كسى است كه طائفه محمّد ٦ او را يارى كنند.
٧٨٠- زمين مىداند كه من بهترين كسى هستم كه روى آن زندگى مىكنم ريگ و سنگ و كلوخهاى زمين هم به نيكى من گواهى مىدهند.