دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٠٨ - شكايت آن زن آزرده از شوهر خود
|
مظلوم كه در ركوع گردد چه كمان |
بر سينهى ظالمان زند ناوك آه |
|
نهى از شوخىهاى زننده
١٤٩٩- اگر مردم با تو
شوخى كردند تو با آنها شوخى مكن، زيرا من نديدم جمعيتى را كه شوخى كنند و سالم
بمانند.
١٥٠٠- زيرا توجه داشته باش كه زخم خطرناك زخم زبان است و چه بسيار حرفهائى كه خون جارى ساخته است.
|
اى رفته تو را به نه فلك آوازه |
در هزل مگو حديث بىاندازه |
|
|
از تيغ زبان اگر كسى زخمى خورد |
پيوسته شود جراحت آن تازه |
|
علامت دوست حقيقي
١٥٠١- دوست و
برادر دينى تو كسى است كه اگر مصيبتى تو را فشار داد هميشه براى تو ناراحت است.
١٥٠٢- دوست حقيقي آن نيست كه وقتى حوادث روزگار تو را فشار مىدهد مرتب تو را سرزنش كند.
|
آن است برادر كه خورد غصه و غم |
روزى كه كشى ز دشمنان رنج و الم |
|
|
بىآنكه كند قوت ايشان پستت |
وز جهل كند تو را ملامت همه دم |
|
توضيح: نقل شده كه امام ٧ اين دو شعر را به هنگامى كه عقيل پيش معاويه رفته بود سرود.