دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٨٨ - مناجات با قاضى الحاجات
آفت و مصيبتها حفظ مىكنى، از غصهها نجاتم بده.
|
اى عزت ما گشته ز فضلت ظاهر |
اى از تو تمام خلق عالم شاكر |
|
|
هركس كه به جان بندهى فرمان تو شد |
در مصر جهان عزيز گردد آخر |
|
١٤٣٦- اى خدا مرا از شر جن و مردمى كه ياد قيامت را فراموش كرده و دلى سنگ دارند و از شر هواى نفس و ديو سركشى كه مغضوب و مطرود خداست، حفظ كن.
|
اى لطف تو كرده روز و شب چاره من |
احسان تو بىحد است درباره من |
|
|
آن دم كه زند آتش شهوت شعله |
فرياد ز شر نفس اماره من |
|
١٤٣٧- اى رزقدهنده انسانها و حيوانات، جوجهها و آشيانهماندهها، به همه خوراك و بال و پر و لباس مىدهى. راستى كه چقدر دانا هستى.
|
اى فضل تو داده هر نفس روزى ما |
ظاهر ز تو گشته فتح و فيروزى ما |
|
|
از خوان تو چون روزى ما شد تعيين |
بىفائده است سعى و دلسوزى ما |
|
١٤٣٨- اى كسى كه مهار مطيع و نافرمان در دست توست، نه گريزى از تو هست و نه نجاتى، گذشتهها و ماندهها براى تو فرقى ندارند.
|
اى خلق جهان را به تو هردم شوقى |
در گردن هركسى ز عشقت طوقى |
|
|
هرچند كه فاسق و عاصى باشد |
او نيز به جانب تو دارد ذوقى |
|