دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٦٦ - شكايت از مشركان به ايذاى عثمان
خيانت در ميان آنان كارى ناامن است.
١٧٤٦- مگر نمىبينند كه خدا خير آنان را كم كرده، ما بخاطر عثمان بن مظعون عصبانى شدهايم.
١٧٤٧- سيلى به صورتش مىزنند و از چشم او نمىترسند كه كور شود پشت سر هم او را مىزنند، محكم هم مىزنند.
|
جمعى كه به جان شدند دشمن ما را |
پيوسته كنند قصد كشتن ما را |
|
|
ما نيز به قتل اين جماعت كوشيم |
تا هست رگى ضعيف در تن ما را |
|
توضيح: در روزگارى كه مسلمانان در مكه تحت فشار بودند، عثمان بن مظعون در انجمنى از قريش در يك بحث علمى به مخالفت با آنان برخاست و يك جوان قريشى سيلى بصورت عثمان زد و چشمش كبود شد. وليد بن مغيره عثمان را دلدارى داد و عثمان گفت: چشم سالم من هم در راه خدا نياز دارد معيوب گردد.
١٧٤٨- بزودى اگر نمردم كيفر آنان را كامل مىدهم و نمىگذارم كمتر كيفر ببينند.
١٧٤٩- (آن قدر آنها را كيفر دهيم) تا دست از كارى كه آغاز كردهاند بردارند و از اين پس به كمتر از آنچه ما انجام دادهايم راضى گردند.
١٧٥٠- از ظلم كسى كه اميدوار است ما را درهم شكند، با شمشيرهاى تيزشده جلوگيرى شود.
١٧٥١- با شمشيرهاى تيزى كه گويا با نمك آنها را آب دادهاند، دردسر ديوانگان را شفا خواهيم بخشيد.