دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٨٥ - ستايش موت كه روح را از بدن مىرهاند
١٠٢١- كسى كه راه انحراف را پيش گرفت، سپس به گناه ادامه داد و در لجنزار معصيت غرق گرديد، بعد بفكر افتاد سپس دست از گناه كشيد و به اشتباه خود اعتراف كرد،
١٠٢٢- چنين فردى را بقول خدا كه در آيات قرآن فرموده مژده بده كه «اگر دست از گناه بشويد، خدا گناهان گذشتهاش را (كه مربوط به خداست، نه مال و حق مردم) مىآمرزد.»[١]
|
هرچند كه جرم بىنهايت دارم |
وز جانب نفس خود شكايت دارم |
|
|
گاهى كه كشد سخن به آمرزش حق |
در باب اميد صد حكايت دارم |
|
به ديگران إحسان كنيد
و از لغزش مردم چشم بپوشيد
١٠٢٣- اگر مىخواهى بمقام شخصيتها برسى، بايد
به مردم نيكى كنى و انصاف داشته باشى.
١٠٢٤- و آنگاه كه فردى به تو فشار آورد او را ناديده بگير كه روزگار براى انتقام گرفتن از وى كافى خواهد بود.
|
اى برده فرو به مردمى ريشهى خويش |
زنهار مكن غير كرم پيشه خويش |
|
|
از صورت انتقام بايد شستن |
در چشمهى مهر لوح انديشهى خويش |
|
پرهيز از بخل و امر به
سخاوت
١٠٢٥- آنگاه كه دنيا به تو روى آورد در بخشش بخل مكن، زيرا در چنين
[١]- سوره انفال آيه ٣٨ قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ»