دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٤٣ - ابتهال و زارى به درگاه بارى
اظهار نگرانى از قتل شاميان
١٦٥٦- با صداى بلند
طائفه «شبام» را صدا زدم، هيچكس جواب مرا نداد (چون همه كشته شده بودند) خيلى بر
من سخت گذشت از آنچه بر سر طائفه شبام آمده است.
|
جمعى كه ندارند به دل كينهى من |
هستند ز جان محبّ ديرينه من |
|
|
گر رفت به پاى اين جماعت خارى |
ديدم كه شكافت خنجرى سينهى من |
|
١٦٥٧- (قبيله قيس) از حوصله و بردبارى دور و به ناسزاگوئى نزديكاند.
نه رفت و آمدى دارند و نه نام و نشانى.
١٦٥٨- درعين اينكه از نعمت بهرهمندند بدترين مردم روى زمين هستند طائفه قيس را مىگويم، نه مغز متفكر دارند و نه سخنگو.
١٦٥٩- نه براى دفاع از ظلمى كه به آنان شده قيام كردهاند و نه براى خونخواهى از كشتگان خود بهپا خاستهاند. نه شكافى ميان دشمن انداختهاند و نه خون پايمال شدهاى را بازگرفتهاند.
١٦٦٠- در ميان هيچ اجتماعى يك نفر از طائفه قيس (قيس غيلان) برنخاست تا از ظلمى جلوگيرى كند و يا زيانى را كه وارد آمده جبران نمايد.
|
هستند جماعتى به غايت مردود |
كز خانه ايشان نرود هرگز دود[١] |
|
|
هرچند كه مال بىنهايت دارند |
يك بار نشد كسى از ايشان خشنود |
|
[١]- دود بلند شدن از خانه كنايه از مهماننوازى است.