دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٩٠ - تعيير وليد بن مغيره
٢٤٩- كسى كه روزگار را آزموده باشد و از ضربه مالى و فراق دوستان احساس ناراحتى نكند خردمند نيست.
|
اى گشته به علم و معرفت شهره شهر |
زنهار مباش غافل از خويش كه دهر |
|
|
گه مال تو از جفا به تاراج دهد |
گه كام تو از فراق سازد چون زهر |
|
در سوگ زهرا ٣ و محمّد ٦ ٢٥٠- محبوبى كه حبيب ديگرى نمىتواند جاى او را بگيرد و براى غير او در قلب من جائى نيست.
٢٥١- محبوبى كه از چشم و جسم من پنهان گرديده، اما محبوب من از قلب من پنهان نخواهد شد.
|
آن مه كه دلم از او منور باشد |
وز دورى او ديده مكدر باشد |
|
|
از پيش نظر رفت و ليكن همه دم |
در لوح خيال من مصور باشد |
|
٢٥٢- مرا چه مىشود؟ در ميان قبرها ايستادهام و به قبر محبوبم سلام مىدهم و او جواب مرا نمىدهد.
٢٥٣- آى محبوب من چرا پاسخ سلام مرا نمىدهى؟! آيا پس از مردن و جدائى ميان ما، محبّتي كه ميان دوستان است فراموش كردهاى؟!
|
اى بهر وفا و معدن صدق و صواب |
بر مهر تو ثابتم ز من روى متاب |
|
|
گاهى كه زيارت تو باشد كامم |
در وقت سلام ملتفت شو به جواب |
|