دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٢٥ - بيان اشتياق خويش به فاطمه زهرا
به سختى مىافتادند چه شد؟[١]
١١٧١- آن غلامانى كه براى مبارزه با ديگران آماده ساخته بودى كجا رفتند؟
شمشيرهاى تيز، كلاهخود و نيزهها چه شد؟
|
ايزد كه دهد خليفه را جاه و جلال |
روزى كه نهد به چهرهاش داغ زوال |
|
|
از لشكر او اثر نماند باقى |
در حال شود حشمت و جاهش پامال |
|
١١٧٢- سواركاران و غلامان با آن زرنگىها كجا رفتند؟ آن شمشيرهاى ساخت خطى كه باريك و چابك بودند چه شدند؟
١١٧٣- مردان شجاع كجا رفتند؟! چرا از پادشاه خود آنگاه كه ديدند در بستر مرگ افتاده و مىنالد و كمك مىخواهد، حمايت نكردند؟!
١١٧٤- آن مردان مسلحى كه به هنگام غضب حملهور مىشدند كجا رفتند؟! آن حاميانى كه از دولتها حمايت مىكنند و پشتيبان آنها هستند چه شدند؟!
١١٧٥- تكتيراندازان ماهر كجا رفتند؟! چرا آنگاه كه تيرهاى مرگ را به تو نشانه گرفته بودند، آنها با تيراندازى خود از تير مرگ جلوگيرى نكردند؟!
|
شاهى كه فلك ز نور او شد لامع |
خورشيد كرم ز برج او شد طالع |
|
|
آن روز كه شد صورت مرگش واقع |
اسباب جهان هيچ نديدم نافع |
|
١١٧٦- افسوس كه آنهمه نيرو نه از مظلوميت تو (براثر بىاعتنائى ديگران به تو) حمايت كرده و نه آنگاه كه مرگت فرارسيد، از تو دفاع كردند.
١١٧٧- نه اگر رشوه مىدادند مىتوانستند مرگ را از تو دفع كنند و نه افسون
[١]- اشاره باين آيه است كه درباره قارون نازل شده است:« ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ» سوره قصص آية ٧٦.