دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٢٣ - بيان حال سلاطين گذشته
آن پرده مىآويختند و براى آسايش آن در شب زير پشهبند مىخوابيديد كجا رفت؟!
|
شاهى كه ز اطراف جهان گيرد تاج |
وز فضل به غير حقّ نگردد محتاج |
|
|
در روز اجل كنند مالش تاراج |
نى تخت بجاى خود بماند نى تاج |
|
١١٦٤- قبر در پاسخ سؤال از مردگان پرده برداشت و پاسخ داد: آن صورتهاى زيبا و پنهان جولانگاه كرمها هستند.
١١٦٥- در دنيا زياد غذا خوردند و فراوان نوشيدند و بعد از آن همه خوراك و نوشيدنى، خودشان خورده شدند. (خوراك كرم و خاك گرديدند.)
١١٦٦- ثروت را زياد كردند و اموال را ذخيره ساختند سپس آنها را براى دشمنان رها كردند و رفتند.
١١٦٧- سالها خانههاى محكم ساختند تا از آنها محافظت كنند سپس از خانهها و بستگان جدا شدند و كوچ كردند.
١١٦٨- خانهها و كاخهاى آنان خالى و بىفائده مانده و هركس بآن خانهها و كاخها پا بگذارد وحشت مىكند و خودشان در زير خاك نقل مكان كردهاند.
|
جمعى كه نگشتند پريشان هرگز |
مهجور نبودند ز خويشان هرگز |
|
|
امروز از آن جمع اثر باقى نيست |
گويا كه نبودهاند ايشان هرگز |
|
١١٦٩- از پادشاهى كه مرگ او رسيد بپرس: لشكريان كجا رفتند؟ اسبها (وسائل نقليه) كجا رفتند؟ نوكر و كلفتها چه شدند؟
١١٧٠- آن گنجهائى كه اگر نيرومندان كليدهاى آن را مىخواستند انتقال دهند