دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٩٩ - خطاب به موسى بن حازم عكى
دنيا بلاخيز است
١٠٧٤- از دنيا و سرمايه و ابزار آن بيزارم، زيرا
براى غم خلق شده است.
١٠٧٥- غمهاى دنيا ساعتى پايان نمىپذيرد، قدرتمند و زيردست همه در غصه غرقاند.
|
روزى كه قضا تخم وجودت مىكشت |
با خاك تو صد غصه و اندوه سرشت |
|
|
دنيا به مثل دوزخ عاقل باشد |
خرم نشود از او مگر أهل بهشت |
|
دوست واقعى ناياب است
١٠٧٦- بصورت
ناشناس درباره خود سؤال كردم ببينم چه كسى براى من دل مىسوزاند و آيا رفيق
راستگوئى يافت مىشود؟
١٠٧٧- در پاسخ من گفتند: دو چيز است كه ناياب است دوست صميمى و راستگو و تخم عقاب.
|
هرچند كه من گرد جهان گرديدم |
از أهل كسان حال دنيا پرسيدم |
|
|
يك يار وفادار نديدم هرگز |
وز باب صفا غير سخن نشنيدم |
|
شكايت از دوستان
منافق
١٠٧٨- خاك بر سر روزگار، زيرا عصر نافرمانى و زيرپاگذاشتن حقوق است نه
رعايت وظيفه و حقوق نسبت به يكديگر.
١٠٧٩- هر رفيقى به رفاقت خود وفادار نيست و هر دوستى در دوستى خود