دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٤٥ - ترغيب به جستن گنج عافيت
شمشير و خنجر در جنگ عطر على ٧ است ٨٥٧- شمشير و خنجر در ميدان نبرد گلى است كه مىبوئيم. از گل نرجس و آس نفرت دارم.
٨٥٨- آب نوشيدنى ما خون دشمنان ما و جام آن جمجمه سرهاى آنهاست.
|
در باغ ظفر چه تيغ نيلوفر ماست |
پيكان به مثل غنچهى جانپرور ماست |
|
|
روزى كه ز خون دشمنان باده خوريم |
شك نيست كه كاسهها سر ساغر ماست |
|
٨٥٩- من شيرى دلير هستم كه از شجاعت با گوشه چشم نگاه مىكنم.
قهرمانى هستم كه نيرومندم و در آخر شب استراحت مىكنم و پناهگاه آسايش ديگرانم.
٨٦٠- آنگاه كه جنگها دندان نشان دهند و نفس كشيدنها به هنگام نبرد روى جريان طبيعي نباشند،
٨٦١- قهرمان از صداى نيزه و شمشيرها وحشت نمىكند.
|
آن شير دلم كه خون اعدا ريزم |
وز دشمن خود به هيچ رو نگريزم |
|
|
آفاق كنم به چشم دشمن تاريك |
چون گرد بلا ز هر طرف انگيزم |
|
در جنگ أحد امام ٧ أسامة بن زيد را مىترساند ٨٦٢- بزودى قربت ناگهانى و شجاعانه شمشير و اثر نيزهاى كه شديد فرود مىآيد و قهرمانان را به خاك مىاندازد همه خواهند ديد.
٨٦٣- امروز آتش جنگ را با هيزم بزرگ آن براى جنگطلبان روشن