دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٧٩ - اظهار اندوه از فوت دوستان
شده بود تا جنگ «بنى زبيد» را به پايان برساند اين اشعار را خواند و امام ٧ در پاسخ وى اشعاري را كه مىآيد خواند. براثر شنيدن اين اشعار ترسيد و فرار كرد:
پاسخ امام ٧ به عمرو بن معدىكرب ٩٩٧- آرى عمرو تنور آهنين جنگ گرم است و آتشى براى تو شعلهور شده و حادثه خطرناكى پيش آمده است.
٩٩٨- قهرمانان جنگ جام مرگ را كه در آن زهرهاى گوناگون و سم كشنده است در دست دارند و به دشمن خود مىنوشانند.
٩٩٩- در چنين شرائطى از من فاصله بگير كه چنگال شيرانهام به تو بند نشود و مثل ديروزى كه رفت و برنمىگردد نشوى.
|
امروز منم به زور سرپنجه علم |
وز تيغ من است قامت خصمم قلم |
|
|
در معركه بر صم جهان سازم تنگ |
وانگاه فرستمش به صحراى عدم |
|
١٠٠٠- من كسى هستم كه از زيردستانم با عزت حمايت مىكنم و جنگ مىنمايم و خدا هركه را خواست به زمين مىزند و هركس را خواست بالا مىبرد.
١٠٠١- من در مسير هدايت و راه آن و در طريق قوانين دين خدا با سرعت در حركت هستم.
١٠٠٢- من قرآن را بعنوان وحى خدا پذيرفتهام و پروردگارمان را خدائى كه زيان و نفع مىرساند شناختهام.
١٠٠٣- رسول خدا ٦ كه راه راست به او نشان داده شده در ميان ماست و پرچم وى تا روز قيامت در اهتزاز است.
|
مائيم كه رو به مصطفى ٦ آورديم |
برديم كدورت و صفا آورديم |
|