دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٥٣ - در مرثيه پدر بزرگوار و ذم قريش
فرمود: «چرا اين آيه را نخواندى: «چه باغها، چشمهها، كشاورزىها، مقام شايسته و نعمتهائى كه در آن لذت مىبردند، گذاشتند و رفتند ...»[١]
آمادگى براى مرگ
٤٩٦- از ترس
مرگ و قيامت شب از رختخواب (براى نماز شب) بيرون مىآيم.
٤٩٧- كسى كه از سختى مرگ مىترسد، لذت خواب عميق را درك نمىكند.
٤٩٨- كشاورزى به كمال رسيده و بايد جمعآورى گردد.
|
انديشه مرگ خوابم از ديده ربود |
هر فكر كه مىكنم نمىدارد سود |
|
|
از روى مثل كشته دهريم همه |
شك نيست كه كشته را درو خواهد بود |
|
جوانىام گذشت
٤٩٩- بر
جوانىام كه از دست رفته گريه مىكنم ايكاش جوانيم بازمىگشت!
٥٠٠- اگر جوانى بفروش مىرسيد به فروشنده هرچه مىخواست مىپرداختم.
٥٠١- جوانى وقتى در مسير رفتن قرار گرفت، جستن (و حفظ) آن بعيد است.
|
افسوس كه رفت عمر و أيّام شباب |
اى كاش كه زندگى نمىكرد شتاب |
|
|
هر پير كه أيّام جوانى طلبد |
طفلان همه دانند كه آن نيست صواب |
|
آرزوى مرگ امام ٧ ٥٠٢- خيلىها آرزو مىكنند من بميرم و اگر من مردم، راهى را رفتهام كه در آن، تنها نيستم.
[١]- سوره دخان آيه ٢٥« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ...»