دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٥١ - اظهار انديشه موت كردن
|
چون لاله به يادگار ياران قديم |
صد داغ مرا در دل شيدا مانده |
|
٤٩١- اگر طبقههاى خاك قبرستانها برطرف شود و مردم همه نگاه كنند، أرباب و نوكر از يكديگر شناخته نمىشوند.
٤٩٢- كسى كه با پاى خود روى زمين راه نمىرفت، خاك صورت نازك و نرم او را فشار مىدهد (و مىخورد).
|
شخصى كه ز كبر پا بر افلاك نهاد |
ديديم كه مرد و چهره بر خاك نهاد |
|
|
روزى كه قضا آتش هستى افروخت |
داغى ز فنا بر دل غمناك نهاد |
|
دنيا را گذاشتند و
رفتند
٤٩٣- آنان كه ساختمان ساختند و ساختمان آنان سر به فلك كشيد و از
خويشاوندان و فرزندان لذت بردند،
٤٩٤- طوفانها بر سرزمين آنان حركت كرد، گويا آنان در كنار قيامت و مرگ ساختمان بنا كرده بودند.
٤٩٥- مىبينيم كه نعمتهاى دنيا و آنچه موجب سرگرمى است بسوى كهنه شدن و نابودى در حركت است.
|
جمعى كه بنا به فرش افراشتهاند |
ايوان بلند و قصرها داشتهاند |
|
|
از هستى آن قوم اثر باقى نيست |
اكنون دروند هرچه مىكاشتهاند |
|
توضيح: حضرت امير ٧ كه به مدائن رسيد حرير بن سهم تميمى شعر دوم امام ٧ (شماره ٤٩٤) را خواند. حضرت امير ٧ به وى اعتراض كرد و