دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٥٩ - رجز وقت بناى مسجد مدينه
وجود ندارد.
|
اى نور دو چشم من چه رفتى ز نظر |
در بودن من فائدهاى نيست ديگر |
|
|
ليكن چه كنم نمىتوانم مردن |
تا پيك اجل نياورد حكم قدر |
|
٥٢٤- آيا بايد تب، مرا پيش تو بياندازد و برايت درد دل كنم درصورتىكه در ميان مردان همتائى ندارم.
٥٢٥- بر صبر اصرار دارم و هدف خود را تعقيب مىكنم بخصوص در موقعى كه مردان سست، طاقت صبر را ندارند من استوار خواهم بود.
٥٢٦- در اين تب علامتى هست كه مرگ جانداران، رئيس و پيك دارد.
|
من نام وجود از خود انداختهام |
هستى مجازى همه درباختهام |
|
|
در آتش تب هزار پى سوختهام |
وين طرفه كه با سوزش خود ساختهام |
|
سفارش امام ٧ درباره اسير ٥٢٧- اى فاطمه ٣ دختر پيامبر محمّد ٦ دختر رسول بزرگوار و محترم.
٥٢٨- اين اسير پيامبر راهنمائى شده است كه خدا او را با گردنى نازك زينت داده است.
٥٢٩- اينك در غل و زنجير گرفتار است و از گرسنگى شكايت مىكند و دست خود را دراز كرده است.
|
اى محتشمى كه قرص مه تاج توست |
نه چرخ فلك پايهى معراج توست |
|
|
امروز كه أسباب مهيا دارى |
غافل مشو از كسى كه محتاج تو است |
|