دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٤٣ - مفاخرت به آنكه ريحان او شمشير و خنجر است
٨٥١- نه از آب سرد دنيا جرعهاى نوشيدهاند و نه از خوراكىهاى تر و خشك دنيا غذائى خوردهاند.
|
از جانب ما سلام بر أهل قبور |
آن جمع كه غائباند درعين حضور |
|
|
قومى كه ز جام شوق در بزم سرور |
باشند به خواب ناز تا صبح نشور |
|
اظهار شجاعت در جنگ
بدر
٨٥٢- فكر مىكنى كه در جنگ آزموده نيستيم. در اسب سوارى نمونهاى در ميان
سواركاران نداريم.
٨٥٣- از فرزندان جنگ بدر كه به آنها دست يافتى بپرس كه چگونه به هنگام روبرو شدن هماوردان مسلح، آنها را به قتل مىرساندم.
٨٥٤- ما مردمى هستيم كه از جنگ عار نداريم و در برابر نيزههاى عالى فرار نمىكنيم.
٨٥٥- اين رسول خدا محمّد ٦ است كه همانند ماه تمام در ميان ما مىدرخشد و براثر وجود نازنينش خدا دشمن را سرنگون مىسازد.
٨٥٦- بعد از جنگ بدر هرچه درباره ما گفته شود، پيراهنى نو براى پوشيدن ما باقى نگذاشته (چون ما پيراهن خود را در جنگ بدر كهنه كرديم.)
|
در معركه حرب بعضى دشمن |
ترجيح دهند خويشتن را بر من |
|
|
آن دم كه كنيم هر دو در بر جوشن |
آئينه ما شود همانجا روشن |
|