دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٢٦ - بيان اشتياق خويش به فاطمه زهرا
و نه نيرنگ در اين راه فائده داشت.
١١٧٨- نزديكترين افراد به تو نه كمك جانى به تو كردند و نه كمك مالى بلكه تو را تسليم مرگ ساختند راستى كه كار زشتى انجام دادند.
١١٧٩- چه شده كه هيچكس بر سر قبرت نمىآيد و هيچيك از آنان اطراف قبر تو نمىگردند؟!
١١٨٠- چه شده كه نام تو فراموش و كنار گذاشته شد و همه به تقسيم مالى كه گذاشتى مشغول شدند.
١١٨١- چه شده كه كاخ تو خالى مانده، كسى در آن نيست كه با مراجعهكنندگان انس بگيرد و از سوى ديگر از دو طرف قبرت ترس و ناله تو را فراگرفته است.
|
روزى كه كشند جانت از تن بيرون |
نى رشوه در آن سود دهد نى افسون |
|
|
همراه تو باشند كسان تا لب گور |
وانگاه تو در خاك بمانى محزون |
|
١١٨٢- نمىتوانى منكر شوى كه قدرت براى هيچكس دوام نياورده مگر اينكه بطور حتم شتر مرگ و ترس درب خانهاش خوابيده است.
١١٨٣- چگونه ممكن است براى هميشه اميد دوام زندگى را داشته باشيم درصورتىكه روح إنسان با ريسمانهاى مرگ پيوسته است.
١١٨٤- جسم پادشاه هدف راههاى مختلف مرگ قرار گرفته و قدرت وى از دست رفته و به ديگرى منتقل شده است.
|
هرچند كسى صاحب عقل است و خرد |
از دست اجل به هيچ رو جان نبرد |
|
|
خياط ازل كه دوخت پيراهن عمر |
آخر به اجل گفت كه جيبش به درد |
|