دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٠٩ - شكايت آن زن آزرده از شوهر خود
|
در كوى جفا قدم نهادى آخر |
اوراق وفا به باد دادى آخر |
|
|
با مردم تيره همنشينى كردى |
چون اشك ز چشم ما افتادى آخر |
|
تزلزل اركان إسلام
١٥٠٣- كسى كه مىخواهد گريه كند براى
إسلام گريه كند، زيرا اركان و نشانههاى إسلام ناديده گرفته مىشود.
١٥٠٤- جاى ترديد نيست كه به بيشتر مطالب إسلام عمل نمىشود، كسانى كه متعهد به إسلام باشند كم هستند.
|
فرياد كه رنگ و بوى إسلام نماند |
مطلق اثرى ز وحى و الهام نماند |
|
|
بودى همه روز ركن إسلام قوى |
آن رفت و ميان خلق جز نام نماند |
|
شكايت زن از شوهر خود پيش امام ٧ ١٥٠٥- شوهرم فردى شايسته است و از كارهاى حرام پرهيز مىكند شب را نشسته و ايستاده سپرى مىكند.
١٥٠٦- هميشه كه پيش ما است روزهدار است، من مىترسم گناهكار باشد، زيرا هميشه از دست ما عصبانى است.
مرد به امام ٧ چنين گفت ١٥٠٧- من در زندگى اسير زنان نمىگردم، از آنان لذت نمىبرم.
١٥٠٨- برنامهى من اينست كه نشسته و ايستاده نماز مىخوانم زيرا گناهان