دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٨٧ - اظهار ملال از مصائب ايام در وقت وفات فاطمة ع
٢٣٧- اگر ديگران دنيا را چشيدهاند من از آن خورده و آشاميدهام و شيرينى و عذاب آن را درك كردهام.
٢٣٨- دنيا را غير از گول، حسرت، پوچى همانند سرابى كه در بيابانهاى بىآب و علف آشكار مىگردد نيافتم.
|
من تجربه كردهام جهان را اي دل |
أحوال جهان تمام باشد باطل |
|
|
در ديده عارفان سرابى است فلك |
يا نقش حبابى است كه گردد زائل |
|
٢٣٩- دنيا مردارى گنديده و تغيير يافته است، بر اطراف آن سگها گرد آمده و هدف آنان بلعيدن مردار است.
٢٤٠- اگر از دنيا كنارهگيرى كنى تسليم دنياطلبان هستى (هركدام تو را براى نفع خود بسوى نفع خويش مىكشانند) و اگر بفكر سود خود باشى سگهاى دنيا به مبارزه با تو برمىخيزند.
|
دنيا چه به مثل جيفه افتاده |
هرگز نكند ميل به آن آزاده |
|
|
روزى سكان گشته از آن آماده |
خوشحال موفقى كه تركش داده |
|
٢٤١- كارهاى اضافى (نسبت به أمور دنيا) را كنار بگذار، زيرا براى فردى كه پرهيزكار است اين روش حرام است.
٢٤٢- راه رفتن نبايد خودخواهانه باشد، زيرا بزودى خاك همين زمين تو را در آغوش مىگيرد.
٢٤٣- خوشا بحال كسى كه كنج خانه خود بنشيند و درهاى خانهاش را محكم ببندد و پردههاى خود را آويزان گرداند.
|
در كار جهان اگر هوس دارى سود |
بايد كه شوى بقدر حاجت خشنود |
|