دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٠٨ - خطاب به معاوية و جنود او در ليلة الهرير
اين طوفان براى عذاب و جنگ (و به پايان رسانيدن آن) وامىگذارى.
|
هرچند كه من در نسبم درّ يتيم |
كو آنكه جدا كند طلا را از سيم |
|
|
اى خصم رسيده است طوفان هلاك |
بگريز و به خاك شو از اين غصه مقيم |
|
خطاب امام ٧ به حريث مولاى[١] معاويه ٣٢٧- من از نظر نسب به هنگام بررسى طائفه نوجوانى عربى و از بهترين طائفه از خاندان عبد المطلب هستم.
٣٢٨- اى غلام لئيمى كه پاسخ مىگوئى، اگر علاقه به مرگ دارى نزديك بيا.
٣٢٩- آى سگ درنده، كمى صبر كن (تا مرگ را ملاقات كنى) يا اينكه پشت به جنگ كرده برگرد و فرار كن.
|
امروز منم به فضل و توفيق خداى |
غالب به شجاعت و اصالت همه جاى |
|
|
اى خصم اگر تو را بود مردن رأى |
لطفى كن و با عربده نزديك من آى |
|
پاسخ امام ٧ به يكى از دشمنان در صفّين ٣٣٠- آى فرزند حيلهگر مرا به جنگ مىطلبى درصورتىكه شمشير تيز در دست من است و آتش از آن مىبارد.
٣٣١- هرگاه آن را مىجنبانم مرگ از آن مىبارد. من بدون ترديد آگاه هستم و فردى آگاه داراى فرهنگ است.
٣٣٢- مىدانم در جنگى كه مدتها ادامه داشته نياز به نقشه نيست و بزودى و بدون ترديد جنگ بزودى عوض مىشود و پايان مىيابد.
[١]- مولا: غلام آزادشده.