دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٨٣ - منع از حرص و ريختن آبرو
است كه نورش روشنى تمام ستارگان درخشان را تحت الشعاع قرار مىدهد.
١٨١٤- علامت كمال او اين است كه تعهد خود را نسبت به همسايه رعايت مىكند و آنگاه كه نگهبان منزلش شد پيمان همسايگى را در نظر مىگيرد.
|
هستند جماعتى توانا اي دل |
كز همت خويشند شكيبا اي دل |
|
|
گر چرخ فلك بر سر ايشان گردد |
هرگز نكنند سر به بالا اي دل |
|
ستايش از قناعت
١٨١٥- هواى نفس
زير بار فقر نمىرود، درصورتىكه فقر بهتر از ثروتى است كه نفس را به سركشى و
انحراف وادارد.
١٨١٦- روح بىنياز، روحى است كه به مقدار نياز بسازد اگر نساخت تمام آنچه روى زمين است در اختيارش قرار گيرد باز براى او كافى نيست.
|
صد گونه صفات زشت در آدم هست |
وز حرص تو را هزار و يك ماتم هست |
|
|
آن دم كه به قوت خود نگردى قانع |
راضى نشوى به هرچه در عالم هست |
|
تشويق به قناعت
١٨١٧- ثروت و
فقر در روح همه وجود دارد، اگر قناعت را پيشه كرد هرچه پاداش به او داده شود كم
است.
١٨١٨- روح را با قناعت تربيت كن. اگر او را به قناعت تربيت نكنى بيش از مورد نياز از تو درخواست مىكند.
١٨١٩- براى كسى كه دنبال لذت باشد و قناعت نداشته باشد نه نسبت آنچه از