دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٦٤ - حكايت غزاى بدر و فتح رسول ص
وى اعتقاد پيدا كردند و به لطف خدا پايگاه پراكندگان شدند.
١٣٤٥- طائفههائى هم منكر رسالت آن حضرت گرديدند و راه انحراف را پيش گرفتند، در نتيجه خدا بر نادانى آنان افزود.
|
هركس كه به جان و دل مسلمان باشد |
خورشيد سپهر شرع و ايمان باشد |
|
|
وانكس كه نيافت بهره از شرع نبى |
در هر دو جهان خوار و پشيمان باشد |
|
١٣٤٦- خدا به ياران محمّد ٦ در جنگ بدر نيرو بخشيد تا رسولش را يارى كنند. آنان مردمى خشمگين بودند كه عمل آنان بهترين كارها بود.
١٣٤٧- در دست آنان شمشيرهاى چابك و برنده بود كه آنان را جلا و صيقل داده بودند.
١٣٤٨- چه بسيار جوانان، نيرومندان و شجاعان سالخورده و باتجربه را كه روى خاك انداختند.
|
از حضرت حقّ چه فتح شد روزى ما |
مشهور دو عالم است فيروزى ما |
|
|
ما شمع صفت براى دين مىسوزيم |
ديدند تمام خلق دلسوزى ما |
|
١٣٤٩- چشمهاى زنان نوحهگر با اشكهاى ريز و درشت براى آنها گريه مىكرد.
١٣٥٠- نوحهگران براى عتبهى گمراه و پسرش وليد و براى شيبه گريه مىكردند و خبر مرگ به او و أبو جهل مىدادند.
١٣٥١- خبر مرگ به كينهدار مىدادند و فرزند جدعان در ميان آنان لباس عزا پوشيده بود و زنان دل سوخته، شدت غم را مجسم مىساختند.