دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٦٣ - حكايت غزاى بدر و فتح رسول ص
من و دخترش در خانهام مىباشد.
١٣٣٨- كسى كه به هنگام «پيمان اخوت» مرا براى برادرى خود از ميان حاضران دعوت كرد و با من پيمان برادرى امضا كرد و امتياز مرا بيان داشت.
١٣٣٩- اى خاتم پيامبران امتياز مخصوص توست، من تا زندهام بخاطر محبّتي كه به من كردهاى و مرا تحت كفالت خود داشتهاى شكر خداى را انجام مىدهم.
|
اى حقّ تو ثابت شده در ذمه من |
مصروف به نصرت تو شد همت من |
|
|
از شكر تو يك نفس نباشم فارغ |
تا حضرت حقّ فزون كند نعمت من |
|
داستان جنگ بدر و
پيروزى إسلام
١٣٤٠- مگر نديدى كه خدا، رسولش را به بلائى سخت آزمايش كرد و
با نيروئى عظيم او را پيروز گردانيد.
١٣٤١- زيرا خدا كفّار را به خاك ذلت افكند و با بدبختى اسارت و كشتار ديدار كردند.
١٣٤٢- براثر شكست دشمن، پيامبر خدا ٦ پيروزى مهمى بچنگ آورد درعينحال امين خدا بود و مأمور به اجراى عدالت.
|
از حضرت حقّ هميشه نصرت داريم |
بر كشتن خصم خويش قدرت داريم |
|
|
ما را به شجاعت همه جا نام برند |
در شهر ميان خلق شهرت داريم |
|
١٣٤٣- پيامبر ٦ از طرف خدا قرآن كه حقّ و باطل را معرفى و از هم جدا مىكند و آياتش براى دانايان آشكار است آورد.
١٣٤٤- تعدادى از طايفههاى شايسته به آن حضرت ايمان آوردند و به مطالب