دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٨٧ - تخويف نفس به حشر و تهديد او به نشر
|
هر چيز به وقت خود در بند است |
تا وقت نمىرسد نخواهد بودن |
|
نفرت نسبت به دنيا و ترغيب به آخرت
١٨٣١- جان إنسان براى
بدست آوردن دنيا گريه مىكند، درصورتىكه مىداند سلامت دنيا در ناديده گرفتن تمام
موجودى دنياست.
١٨٣٢- پس از مرگ خانهاى غير از آن خانهاى كه قبل از مرگ (با عمل خود) پيش ساخته است ندارد كه در آن زندگى كند.
١٨٣٣- اگر آن خانه را خوب ساخته، زندگى را خوش خواهد گذرانيد و اگر آن خانه را بد ساخته است از محل سكونت زيان خواهد ديد.
١٨٣٤- آن پادشاهانى كه بر قدرتها تكيه داشتند كجا رفتند سرانجام، جام مرگ را از دست ساقى آن نوشيدند.
|
تا چند در اين خرابه مسكن سازى |
چون بوم به ويرانه نشيمن سازى |
|
|
گر أهل سعادتى بتوفيق خدا |
در باغ بهشت جا معين سازى |
|
١٨٣٥- هر فردى هرچند از مرگ مىترسد آرزوهائى دارد كه روز به روز افزايش مىيابد.
١٨٣٦- بشر آرزو را توسعه مىدهد و روزگار آن را محدود مىسازد. هواى نفس آن را باز مىكند و مرگ آن را درهم مىپيچد.
١٨٣٧- اموال را براى ميراثخواران جمع مىكنيم و خانهها را براى خراب شدن بدست روزگار بنا مىسازيم.
١٨٣٨- چه شهرهاى زيادى كه در گوشه و كنار جهان تأسيس شده و سپس خراب گرديده و مرگ گريبان مردم آن شهرها را گرفته است.