دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٨٧ - بيان آنكه صفاى دنيا به كدورت آميخته است
|
اى يافته از جام صفا شادى مى |
و ز رنج خماران فراغت شده طى |
|
|
زنهار مخور غصه كه در علم خدا |
دارد شب تيره روز روشن از پى |
|
***
|
رندى[١] كه چه من أهل توكل باشد |
هر خار كه پيش او رسد گل باشد |
|
|
آنگاه شوى أهل توكل كه تو را |
در هر غم و محنتى تحمل باشد |
|
سختى و آسايش همراهاند
٦٣١- اگر روزگار
فشارت داد در انتظار پيروزى باش، زيرا پيروزى براى كسى كه منتظرش باشد فرود
مىآيد.
٦٣٢- اگر زيانى به تو رسيد و به خسارت گرفتار شدى، صبر كن كه آسايش و جبران را دنبال دارد.
|
از بخت بد خويش اگر لت[٢] يابى |
و ز دشمن و دوست تاب خجلت يابى |
|
|
آزرده مشو كه گر بر آن صبر كنى |
ناگاه ز غيب فتح و دولت يابى |
|
٦٣٣- چه بسيار سالمى كه از درد كم مىنالد و چه بسيار گلايهكنندهاى كه شب نخوابيده است.
٦٣٤- و چه افراد زيادى كه شب سالم بودند و سحر به بلاء گرفتار گرديدند.
[١]- رند به كسر را و سكون نون به معناى زرنگ و حيلهگر.
[٢]- لت مثل كلمه صد به معناى لطمه و سختى.