دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٠٩ - در مذمت دنيا و بيان فناء آن
ستايش امام ٧ از لشكريان خود ١١٠٣- قوم من به هنگام درگير شدن جنگ (تنبهتن) سينههاى خود را راه عبور نيزهها قرار مىدهند و پيش مىتازند.
١١٠٤- براى حمله به دشمن زرهها را روى قلبها پوشيدهاند، (بدون وحشت بقلب دشمن مىزنند.)
|
داريم جماعتى ز أرباب بصر |
وز أهل صفا هميشه يابند نظر |
|
|
در معركه از خصم ندارند حذر |
پيوسته كنند سينه در جنگ سپر |
|
از حرص پرهيز كن
١١٠٥- فكر كن
كه دنيا تسليم تو است، مگر مرگ گريبانت را نمىگيرد؟! ١١٠٦- تو كه از دنيا به
اندازهى سايه علامت فرسخ (كه در راهها نصب مىكنند) بيشتر نمىخواهى، با دنيائى
كه جمع مىكنى مىخواهى چه كنى؟
|
گيرم كه جهان مسخر كلك تو است |
هر گوهر و در كه هست در سلك تو است |
|
|
يك قطعه زمين تو را چه كافى باشد |
زين فكر چه حاصل كه جهان ملك تو است |
|
آمادگى براى مرگ
١١٠٧- كمر
خود را براى مرگ محكم ببند كه مرگ تو را ملاقات خواهد كرد.
١١٠٨- آنگاه كه مرگ به ديدارت آمد از آن وحشت مكن.