دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٢٧ - در احتياج به جهل در بعض اوقات
٣٩٩- مرگ حقّ است و مردن، شربتى است كه براى إنسان مىآيد بنابراين بايد به كارهاى نيكى كه سبب طهارت جان هستند پيشى بگيرى.
|
اى هر دوجهان ز نور رويت روشن |
بگذار كه روبرو شوم با دشمن |
|
|
از مرگ مرا نيست هراسى در دل |
حق است به آن توان رهيدن از تن |
|
تهديد دشمن
٤٠٠- اى كسى
كه ساعتها، خود را جمع و جور كردهاى (تا جنگ كنى) أي كسى كه مرگت فرارسيده و
مردنت نزديك شده است.
٤٠١- برگرد كه من به هنگام نيزه زدن شيرى هستم كه دليرىها را بر سر دشمن مىبارم.
|
اى آمده بهر جنگ من تند و دلير |
طبع تو مگر ز جان شيرين شد سير |
|
|
برگرد كه ناگاه نگردى كشته |
آن دم كه مرا غضب بگيرد چون شير |
|
پند به أصحاب خود در
صفّين
٤٠٢- مانند مور آهسته حركت كنيد، فرصت را از دست ندهيد، روز جنگ كنيد و
شب بخوابيد.
٤٠٣- با اين روش يا به زنده كردن دين دست مىيابيد و يا در راه خدا جان مىدهيد يا نافرمانى مرا مىكنيد كه تازگى ندارد من مدتهاست نافرمانى مىشوم.
٤٠٤- مىگفتيد ايكاش پيش ما مىآمدى و من آمدم، نه خواستهى شما مطرح است و نه خواستهى من،
٤٠٥- بلكه آنچه خداى جانبخش و جانگير اراده كرده بايد اجرا گردد.