دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٢٥ - استجازه محاربه از سيد عالم ص
|
هر زنده كه نفع او به مردم نرسد |
در مذهب أهل فقر باشد مرده |
|
در سوك خاتم النبيين ٦ ٣٩٣- جانم در نالهها زندانى است. ايكاش همراه نالهها بيرون مىآمد.
٣٩٤- در زندگى پس از شما خيرى نيست، من فقط براى اين گريه مىكنم كه پس از شما عمرم طولانى گردد.
|
جانم كه به قيد تن اسير است و زبون |
اى كاش كه آمدى خود و ناله برون |
|
|
رفتى تو به خاك و اشك مىريزم من |
از وهم كه مدتى بمانم اكنون |
|
اجازه جنگ از محمّد ٦ ٣٩٥- آيا زره محكم آنگاه كه مرگ آمد مىتواند از مرگ جلوگيرى كند؟!
٣٩٦- من يقين دارم كه تمام اجتماعها روزى به جدائى و تفرقه منتهى مىگردد.
|
از شصت قضا اگر رسد تير قدر |
دفعش نه زره كند نه جوشن نه سپر |
|
|
بزمى كه بصورت ثريا ديدم |
آخر چه بنات نعش شد زير و زبر[١] |
|
٣٩٧- اى شخصيتى كه مردم را بطرف خدا دعوت مىكنى و به آنان اعلام خطر مىنمائى و اي كسى كه خدا به وسيلهى وى تاريكيهاى ريشهدار را برطرف ساخت،
٣٩٨- فدايت گردم امر پسر عمويت (على ٧) را صادر كن تا دشمنانت را با پارههاى سنگ و آتش متفرق گرداند.
[١]- ثريا و بزم آن، جلوه ستارگان در شب كه ستاره ثريا يكى از آنها است. و« بنات نعش» هم هفت ستاره در جهت قطب شمالى است كه به دب أكبر و دب أصغر معروف است.
در فارسى« هفت برادران» هم گفته شده است. نظر امام( ع) به جابجا شدن آنهاست.