دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٧٤ - مناجات با حضرت قاضى الحاجات
|
شد مهر و وفا و صدق از عالم گم |
كوشند به كين و مكر و حيله مردم |
|
|
دارند وفا و مهربانى به زبان |
ليكن دل اين خلق پر است از كژدم |
|
دوست حقيقي كمياب است
١٩٢- علم من سرشار و اخلاقم پاك است و
آن كس كه پاك بماند با پاكى مورد ستم قرار مىگيرد.
١٩٣- اگر يكهزار دشمن بخواهم مىيابم و اگر يك دوست صميمى بخواهم به آن دست نمىيابم.
|
هرچند كه خلق نيك دارى اي دل |
هرگز بمراد خود نگشتى واصل |
|
|
يك خصم اگر طلب كنى صد يابى |
يك يار به صد سال نگردد حاصل |
|
گفتگو با خدا
١٩٤- بار
خدايا گام و قلب مرا استوار گردان، اى خداى بزرگوار تو براى تكيهگاهم كافى هستى.
|
يا ربّ قدم و قلب مرا ثابت دار |
كز بهر هدايت نكنم عزم كبار |
|
|
يك قطره زلال خود بىغايت تو |
كافى است براى مثل من چند هزار |
|
مناجات با خدا
١٩٥- خستهدل
از درد گناهان است با جسمى لاغر گريه را با صداى بلند سرداده است.
١٩٦- بيدارى شب جسمش را آزرده تا جائى كه بصورت چوب خشكى درآمده است.