دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٠٣ - رجز مرة بن مروان دارمى در خيبر
خطاب امام ٧ به ربيع بن أبي الحقيق خيبرى ٣٠٥- من على ٧ پسر عبد المطلب هستم، از دودمانم حمايت مىكنم و از شرف خود دفاع.
٣٠٦- مرگ براى جوان بهتر از فرار است.
|
تا ديد تن نزار من تاب زره |
از مردن من كسى نبرده است فره[١] |
|
|
نگريختهام به عمر خويش از كه و مه |
مردن ز گريختن صد مرتبه به |
|
خطاب امام ٧ به تمام خيبريان ٣٠٧- من على ٧ و فرزند عبد المطلب هستم. پاكسرشت، داراى قدرت حمله و باشرف هستم.
٣٠٨- قهرمانى هستم كه وقتى با همتاى خود روبرو شدم نمىترسم. هركه با من درآويزد با مرگ و مصيبت همآغوش مىگردد.
|
امروز منم به زور بازو مشهور |
شد فضل و كمال من به هرجا مذكور |
|
|
من مثل زمرد و عدو چون افعى |
از ديده من ديده او گردد كور |
|
رجز مرة بن مروان
دارمى در خيبر
٣٠٩- به هنگام معرفى، من نوجوانى عرب هستم، از پناهندگان خود
حمايت مىكنم و از شرف خود دفاع.
٣١٠- آنگاه كه عصبانى شدم همرديف بىباك را بقتل مىرسانم و براى نيزه و شمشير شديد زدن بپامىخيزم.
[١]- فره: خوبى. كسى نتوانسته آن حضرت را به قتل برساند.