دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٩٠ - بيان آنكه حرص تابع حياتست
كشانيده مىشوم بايد در شگفت بود:
١٨٤٣- چهبسا يك روز از شدت سختى دنيا گريه مىكنم و آنگاه كه از سختى بيرون مىآيم دلم بحال آن مىسوزد و اشك من جارى مىگردد.
|
در ملك جهان منفعت و سودى نيست |
آسايش نفس هيچ موجودى نيست |
|
|
هر روز ز روز پيشتر تيرهتر است |
وز دهر اميد خير و بهبودى نيست |
|
تحريك براى عبادت
١٨٤٤- برخيز
براى عبادت كه همه رفتند (و مرگ گريبان آنان را گرفت.) اگر مردم خوابيدهاند خداى
نيرومند بيدار است و ما را مىبيند.
١٨٤٥- اى چشم! خواب را از من بدور كن، صبح (قيامت) مردم شبروان را مىستايند.
|
تا چند چنين به خواب غفلت باشى |
مغرور به مال و جاه و دولت باشى |
|
|
برخيز كه كاروان گذشتند همه |
فردا كه شود به تاب خجلت باشى |
|
روش شخص دليل بر شخصيت
فرد است
١٨٤٦- كسى كه ذاتش پاك نباشد حرف خوب از دهانش خارج نمىشود.
١٨٤٧- ريشهى هر فرد پنهان است، از كار وى معلوم مىشود ذاتش چگونه است.
|
هركس كه سرشت او به اخلاق نكوست |
آئين محبت و وفا دارد دوست |
|