دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٩٤ - تسبيح و تنزيه و تقديس الهى
٦٥٤- روزى كه مقدر نشده كه من بميرم ترسى از هلاك شدن ندارم و آنگاه كه مردن معين شده است، فرار فائده ندارد.
|
روزى كه قضا نيست نخواهى مردن |
ور هست قصا كجا توان جان بردن |
|
|
از مرگ تهى مساز پهلو كه به آن |
سر منزل خود توان بدست آوردن |
|
٦٥٥- مقصر است كه دنبال اشتباه مىرود و مىداند كه اشتباه مىكند.
٦٥٦- فردى كه خود را شايسته كارى مىداند و آن را انجام مىدهد شايسته است كه كار خوب انجام دهد و حرف حساب و نهى را بپذيرد.
|
هركس كه سرشته شد به چيزى گل او |
سر برزند آن چيز مدام از دل او |
|
|
نيكى و بدى ما به تقدير خدا |
هستند دليل قدرت شامل او |
|
رزق در دست خداست
٦٥٧- مردم براى
ريختوپاش دنيا حرص مىزنند، صفاى دنيا هم با دلگيرى مخلوط است.
٦٥٨- افراد زيادى در جمع كردن مال پافشارى دارند و بدست نمىآورند و تعداد فراوانى عاجز هم با اينكه قدرت ندارند از دنيا بهرهمند مىگردند.
|
خواهند جماعتى بزرگى و شرف |
و ز گنج امل هيچ نيارند به كف |
|
|
ناگاه شكستهاى كه باشد به طرف |
از غيب محل فيض گردد چه صدف |
|
٦٥٩- آنگاه كه عاجز از مال دنيا بهرهمند مىگردد به خاطر عقل و فكر بهرهمند نگرديده، بلكه خدا صلاح دانسته از مال دنيا بهرهمند گردد.