دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٨٨ - اظهار ملال از مصائب ايام در وقت وفات فاطمة ع
|
تا چند كنى فخر به بالاى زمين |
چون جاى تو در زير زمين خواهد بود |
|
زمان، جدائىافكن است
٢٤٤- ما (امام عليّ ٧ محمّد
٦ فاطمه ٣) همانند كبوتران بيابانى در مرغزارى
زندگى مىكرديم و از سلامتى و جوانى برخوردار بوديم.
٢٤٥- روزگار بر ما فشار آورد و ميان ما جدائى افكند، روزگار ميان دوستان، جدائى مىافكند.
|
چون جفت كبوتر همه همدم بوديم |
و ز صحت و شباب خرم بوديم |
|
|
ناگاه زمانه كرد انگيز فراق |
گوئى كه هزار سال بىهم بوديم |
|
تأسف از جدائى دوستان
٢٤٦- اگر
چشمهاى من براى دو چيز تا آنجا اشك بريزد كه نزديك به نابودى برسد،
٢٤٧- يكدهم حقّ آن دو نعمت را انجام ندادهام، از دست رفتن جوانى و جدائى افتادن ميان دوستان.
|
هر واقعهاى كه مىكند دلها خون |
پيرى و فراق باشد از آن افزون |
|
|
گر، ديده بر اين دو حال گريد صد سال |
از عهده حقّ آن نيايد بيرون |
|
روش مرد با تجربه در
برابر مشكلات
٢٤٨- عصر و روزگار همين است كه مىبينى: ضربه مالى و جدائى
ميان دوستان.