دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٧٧ - جواب مرتضى به افصح عبارات
٩٨٩- كوشش من براى يارى احمد پيامبر راهنما و شايسته ٦ چه آن موقعى كه طفل بودهام و چه حالا كه بالغ شدهام فقط براى رضاى خدا بوده است.
|
هركس كه چه من ز أهل بيت كرم است |
در معركهها به فتح و نصرت علم است |
|
|
مردى كه كمر بست بتأييد نبى ٦ |
چون كوه بكار خويش ثابت قدم است |
|
سخن عمرو بن معدىكرب به على ٧ ٩٩٠- اينك وقت آن رسيده است كه كليههايت به هم برسد، زيرا گرمى آتش جنگ براى سوزانيدنت اوج گرفته است.
٩٩١- اسبهاى جنگى: كمر باريك، لاغر اندام، دوساله و پيرتر پشت سر هم در ميدان حاضراند.
٩٩٢- اين اسبها، قهرمان جنگ و شخصيتهاى نبرد را بميدان مىآورند و آنجا كه مردان از رفتن بازمىمانند اسبان پيشروى مىكنند.
٩٩٣- من مردى هستم كه جنگ را با عزت شعلهور مىسازم و از زيردستانم با احترام حمايت مىكنم و آنگاه كه جنگ اوج گرفت اظهار عجز نمىنمايم.
٩٩٤- من در تمام جنگها پيروز شدهام. من شهابى هستم كه در حوادث مىدرخشم.
٩٩٥- كسى كه مرا ديدار كند مرگ، ذلت و نشانههاى مردن را ملاقات خواهد كرد و هيچ راه فرارى هم براى او وجود ندارد.
٩٩٦- از استقامت من در جنگ بترس! از موضع من پرهيز كن زيرا من در بحران جنگ به دشمن ضرر مىزنم و به دوست نفع مىرسانم.
توضيح: عمرو بن معدىكرب در هنگامى كه عدهاى از مسلمانان را غارت كرده بود و به جنگ با آنان پرداخته بود و امام ٧ براى سركوب كردن وى اعزام