دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٨٠ - اظهار اندوه از فوت دوستان
|
آئينه دل به صدق روشن كرديم |
آئين محبت و وفا آورديم |
|
داستان قتل اغشم به دست امام ٧ ١٠٠٤- روزگار آرزوهاى اغشم را به فنا كشيده و او روى زمين در بستر مرگ غلطيد.
١٠٠٥- اغشم در سخنهاى خود زياد مىترسانيد، اين عمل را تا آنجا كشانيده بود كه شمشيرش را براى ايجاد ترس بالا مىبرد و حركت مىداد.
١٠٠٦- در چنين شرائطى با ضربتى قاطع درحالىكه بر روى او قرار گرفتم او را به هلاكت رسانيدم، فردى را كوبيدم كه هيچگاه در جنگها، ناله نزده بود.
١٠٠٧- كسى كه دانش و عظمت ما را منكر است، من على ٧ هستم و مطيع خدا.
|
دشمن كه ميان خاك و خونش بينم |
در قيد غم و غصه زبونش بينم |
|
|
اكنون كه كشم تيغ قضا بر سر او |
افتاده به خاك سرنگونش بينم |
|
تسلط بر دشمن
١٠٠٨- آيا
صخرهها از آب و باران كوبيده مىشوند؟! آيا قدرتها به آرزوها و طمع خود دست
مىيابند.
١٠٠٩- من على ٧ پدر سبطين (حسن و حسين ٨ نوههاى محمّد ٦) هستم. در روز وحشت و سرگردانى بر دشمنان پيروزم.