دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٨٢ - امر به فضل و عفو و احسان
|
دشمن كه كند خيال فاسد همه روز |
كالاى حديث اوست كاسد[١] همه روز |
|
|
هر لحظه مرا نصرت و فتحى دگر است |
از آتش غصه سوخت حاسد همه روز |
|
اظهار اندوه از مرگ دوستان
١٠١٠- خيلى متأسف هستم
كه ربيعه كشته شد[٢] ربيعه شنوا و
مطيع بود.
١٠١١- شنيدهام كه ربيعه در پيچوخم بازار و تجارت جنگ مورد حمله قرار گرفته است.
١٠١٢- ربيعه نه كمبود داشته و نه زيانى ديده و نه كارهاى كوچك پست از او سرزده است.
١٠١٣- طائفه ربيعه از قديم گروهى متشخص بودهاند كه براى كارهاى روزانه اميد ثواب داشتهاند.
|
با مهر وفا سرشت ايزد گل من |
شد كوى صفا و شوق سرمنزل من |
|
|
خارى كه به پاى دوستان مىبينم |
باشد به مثل چه خنجرى بر دل من |
|
١٠١٤- طائفه مرّه كه سلسله نسبى دروغ دارند سست قدم هستند و صداهاى آنان مورد نفرت است.
١٠١٥- صداى آنان همانند صداى ميدان جنگ نيست.
حكيم بن جبله مردم را به جنگ دعوت كرد و همه حرف او را شنيدند.
[١]- كاسد، كساد يعنى جنس تازه او همه روز كساد است.
[٢]- به ربيعه، ربيعة الفرس هم گفته شده چون تمام ثروت خود را تبديل به اسب كرد و آن را در راه جنگ تحويل داد.