دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٨٣ - امر به فضل و عفو و احسان
١٠١٦- حكيم نه حرف بىربطى زده بود و نه مطلب نيرنگى داشت و با دعوت خود بمقام عالى دست يافت.
١٠١٧- براثر حرف خود بمقامى عالى از بخشش دست يازيد.
|
گر نيست تو را تخم شقاوت در گل |
تا چند به أهل فتنه باشى مائل |
|
|
زنهار كه اعتماد بر سفله مكن |
كز مردم بد نيك نبينى اي دل |
|
مذمت از غرق شدن در
دنيا
١٠١٨- دنيا در نظر من مثل ثروت و حسابدار است، دست براى ضبط و كنترل آن زحمت
مىكشد ولى از مال خالى است.
|
هركس كه بود به مال دنيا شرفش |
در مذهب فقر نيست حقّ بر طرفش |
|
|
او را به مثل محاسبى دان كه روان |
اموال به هم گيرد و خالى است كفش |
|
اميد دادن به گناهكاران
١٠١٩- اى
گناهكار نااميد مباش كه اللّه، مهربانى مهربان است.
١٠٢٠- از دنيا بدون خرج و ابزار سفر حركت مكن كه راه خطرناكى وحشتناك است.
|
اى داده مرا به لطف بسيار نويد |
هرگز نبرم ز نخل فضل تو اميد |
|
|
با اينهمه گر ياد كنم قهر تو را |
لرزد تن من ز پاى تا سر چون بيد |
|