دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٨٠ - بيان زوال جاه و مال و مذمت حرص بر جمع مال
دنيا غمخانه است
٢٠٩- چيزى مثل دنيا نديدم كه مردم را
فريب دهد و همانندى مثل مرگ نيافتم كه مردم را مىترساند و به آنها اعلام خطر
مىكند.
٢١٠- مثل خويشاوندان از كنار قبرش مىگذرم، اما روش من همانند كسى است كه اصلا نسبتى با صاحب قبر نداشتهام.
|
دنيا كه فريب مىدهد مردان را |
در آخر كار مىربايد جان را |
|
|
رفتند عزيزان و فراموش شدند |
گويا كه نديده چشم ما ايشان را |
|
٢١١- به خدا سوگند به خود اعتراض مىكنم كه چرا همه ساعت به ديدار مصيبتزدگان نمىروم.
٢١٢- آنگاه كه با نقشهاى از يك مصيبت و غمزده خلاص مىشوم، روز بعد غمسازان جهان، غم ديگرى تازه مىكنند.
|
اى رفته به تجريد تو را آواره |
دارى فرح و نشاط بىاندازه |
|
|
با خلق اگر كسى تعلق دارد |
پيوسته شود جراحت او تازه |
|
گناه و مرگ
٢١٣- براى همه
مردم واجب است كه از گناهان خود توبه كنند اما ترك گناه واجبتر است.
|
گاهى كه دلت ز معصيت گشت سياه |
در حال به توبه عذر آن قصه بخواه |
|