دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٨٤ - شكايت از پيرى و سفيد شدن مو
|
تا چند كنى عشق مجازى انگيز |
گر أهل كمالى به حقيقت آميز |
|
|
بر فرق سرت بلال پيرى شب و روز |
چون حى على الذهاب گويد برخيز |
|
٢٢٥- از خاك خلق شدهام و به زودى زير خروارها خاك پنهان خواهم شد.
٢٢٦- طمع دارى در مسافرخانه (دنيا) قصد ماندن كنى؟! چنين طمعى نداشته باش، زيرا پايت در ركاب است.
|
اى جسم تو گشته ظاهر از عنصر خاك |
ناگاه در او نهان شوى بعد هلاك |
|
|
زنهار مشو مقيم اين كهنه رباط[١] |
گر دعوى هوش مىكنى يا ادراك |
|
٢٢٧- پرده را انداخته (و آرميدهاى) بزودى پيك مرگ كه نه پرده (و نه درب) مىتواند از ورودش مانع گردد به ديدارت مىآيد.
٢٢٨- آى آبادكننده كاخهاى سر به فلك كشيده كوتاه بيا زيرا بدون ترديد در ويرانه قبر سكونت خواهى كرد.
|
اى كرده بيان گمرهى قصر امل |
ناگاه رسد ز پيش حقّ پيك اجل |
|
|
گويد به غضب كه قصر و ايوان تو را |
سازند به گور تنگ و تاريك بدل |
|
دنيا خواب است و خيال
٢٢٩- با
تغيير يافتن موى من آتش جسم من به خاموشى گرائيده و براثر شعلهور شدن موى من، عيش
من به تاريكى و سياهى افتاده است.
٢٣٠- اى جغد مرگ (موى سفيد) بر فرق سرم لانه كردى، زيرا ديدهاى كه
[١]- رباط: مثل كلمه صراط. كاروانسرا( مركز مسافران در قديم).